.: شرکت مادر تخصصی جوک ،اس ام اس ،سرگرمی ،عکس و مطالب طنز :.

۱۲۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

  • چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

آقو ما یه بار رفتیم دخترمونو از همون کودکی با مسئله حجاب آشنا کنیم دیدیم روسری رو سرش نمیکنه برا اینکه تشویق بشه ما هم یه روسری سرمون کردیم،یهو پسر همسایه در زد ما هم با عجله رفتیم درو وا کنیم یادمون رفت روسری رو ورداریم پسر همسایه چشمش که به ما افتاد یه دل نه صد دل عاشقمون شد ازمون خواستگاری کرد مام تو این عصر بی شوهری از موقعیت پیش اومده نهایت استفاده رو کردیم جواب بله دادیم مارو برد خونه مادرش که عروسش رو بهش نشون بده…

 

آقو مادرشوهرمون گفت برای اینکه عروس من شی باید این امتحانو بدی،این دوتا تخم مرغو بگیر باهاشون بیف استروگانوف درست کن! مام کم نیاوردیم ۳روز تمام رو تخم مرغا نشستیم جوجه شدن،جوجه هارو بزرگ کردیم مرغ شدن رفتیم فروختیمشون باهاش مواد بیف استروگانوف خریدیم درستش کردیم مادرشوهرمون اومد تست کرد دید نمکش کمه ۴امتیاز ازمون کم کرد گفت نمیتونی عروس من شی نامزدمون نتونست این شکست عشقی رو تحمل کنه خودشو کشت خونواده ش رفتن بخاطر بازی با احساسات بچه شون از ما شکایت کردن ۴۸سال رفتیم حبس…ها ها ها ها ها…راستی دخترمون هم ۲۰سالش که شد رفت آمریکا مدل لباس شد! ینی از هر نظر داغونما داغون!

داستان آخر شب(ماجراهای آقوی همساده : “ازدواج اجباری !”)

  • چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۵ نظر
نمایش تصویر

وقتی میرم بانک به جای یه شماره ، پنج شیش تا شماره می گیرم

اینطوری اون آدمی که بعد من میاد وقتی هی شماره هارو اعلام میکنن و می بینه که کسی نیست از خوشحالی تا دم باجه ذوق مرگ میشه !
کار ما شاد کردن دل ملته دیگه !
خدایا مارو شاد کنه !
.
.


هر موقع واسه جمله “میخواستی منو به دنیا نیارید” که قراره از بچه م بشنوم جواب مناسبی پیدا کردم زن میگیرم !
.
.


باقالی و ریواس هم اومدن ولی تو نیامدی ای نیمه گمشده گور به گور شده
خلاصه هرجای مسیری برگرد که دیگه نیازی بهت نیست !
.
.


کانون خانواده ما خیلی گرمه !
یعنی تا میاد سرد بشه بابام کولرو خاموش میکنه …
.
.


پشت هر جمله ی “تعریف از خود نباشه” یه “تعریف از خود” هست !
.
.


یک عدد مخاطب خاص ، مدل آخر ۹۱ در حد نو
تعویض با گوجه سبز و آلبالو
چاقاله ها دیگه سفت شدن با چاقاله عوض نمیکنم !
.
.


من خیلی دلم میخواد برم برزیل بازیارو از نزدیک ببینم ولی حیف که درس و دانشگاه دارم !
مدیونید اگه فک کنید دلیل دیگه ای جز این داره …

.
.


عطرهای گرون قیمت رو بیخیال
آدم باید بوی بنزین بده !

ای نیمه گمشده گور به گور شده

  • چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر


نه خــوابه !
نه مــسته !
نه خــماره !
فــقط ســینش بــخاطر گــاز شـیمایی خـــرابــه... 

سرداران عشق

  • چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۷ نظر
نمایش تصویر

عکس نوشته های طنز و جالب خنده‌دار

از بچگی آرزوم بود یکی از این نونا بخورم !

شما چی؟

  • سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

ماجراهای جدید آقوی همساده,مطالب طنز,ماجراهای جدید آقای همسایه

آقو ما یه روز با خانوممون رفته بودیم مهد کودک که بچه خواهرمونو بگیریم…اونجا که رسیدیم یهو یکی از ای بچه ها دوئید اومد تو بغل ما گفت سلام بابا جون! مام یکم خندیدیم برگشتیم زنمونو نگاه کردیم دیدیم داره دقیقاٌ همونجوری به ما نگاه میکنه که حسن نصرالله به بنیامین نتانیابو! نگاه میکنه! آقو جلو چشم بچه های مردم افتاد رو سرمون مارو به حد مرگ زد! دیدن ای صحنه ها رو بچه ها تاثیر گذاشت دارای خوی وحشی گری شدن خونواده هاشون رفتن از ما شکایت کردن ۲۴سال رفتیم حبس…

 

تو حبس این داستانو برا یکی از زندانیا تعریف کردیم از شانس ما بابای بچه هه بود بخاطر همین تو این ۲۴سالی که تو حبس بودیم روزی ۱۸ بار کتکمون میزد…از حبس که اومدیم بیرون او بچه هه رو دیدیم که دیگه ۲۷ سالش شده بود تا مارو دید چون پدر خوبی براش نبودیم اونم گرفت یه فصل کتکمون زد…ها ها ها ها ها ها…یعنی در ای جریانو بنده به طور کامل استخون بندی خودمو از دست دادم و الآن به معنای واقعی کلمه له له هستم!***

داستان آخر شب(ماجراهای آقوی همساده : “مهد کودک !”)

  • سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۵ نظر
نمایش تصویر

روش تربیتی مادرم اینجوری بود که مثلا من داشتم آشغال می ریختم می گفت داری آشغال میریزی ؟
میگفتم : نریزم ؟؟؟؟؟
میگفت می تونی بریزی ولی بعدش جرت میدم !!!
.
.


آهنگ قبلی = صدامو داری ؟
آهنگ فعلی = چی شد صدا قطع شد ؟
آهنگ بعدی = من شارژ ندارم بهم بزنگ !!!
.
.


دور نیست اون روزی که برن پیش ایرانسل برا تحقیقات قبل ازدواج که ببینن ۱ تا ۷ صبح با کی حرف میزدن !
.
.


هر کی بوده آشنا بوده چیست ؟
دیالوگ ایرانیان در مواجهه با خانه دزد زده !
.
.


از بس هیچی تو خونه ما پیدا نمیشه یه آن به سرم زد برم غذا ماهیمونو بخورم
رفتم دیدم ماهیمون از گشنگی مرده !!!
.
.


عاشق پیاده روی زیر بارونم چون کسی اشکامو نمیبینه
عاشق پیاده روی توی مه هستم چون کسی دود سیگارمو نمی بینه
کلا عاشق پیاده روی هستم چون بنزین شده لیتری ۱۰۰۰تومن !
.
.


جام مالِ بارسا بود ، تو مشتش بود !
.
.


من اگه فامیلیم نیا بود اسم بچمو میزاشتم
وِلکام تو دِ هُتل کَلیفُر
اصن من اولش یه گوله خلاقیت بودم بعدش دست و پا در آوردم !
.
.


حسینی بای یه داداش داره به اسم اَرِنجمِنت بای !

هرکی بوده آشنا بوده

  • سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود.
اکران فیلم شروع شد،
شروع فیلم سقف یک اتاق
دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق
سه, چهار, پنج, ...,هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
صدای همه در آمد.
اغلب حاضران سینما را ترک کردند,
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین
و به جانباز قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید.
زیرنویس:
این تنها ۸ دقیقه از {زندگی }این جانباز بود و شما طاقت نداشتید...
---
خدا کنه فقط شرمندشون نشیم...
فقط همین...!

تنها ۸ دقیقه...

  • سه شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

گل دادن به سبکه کلاه قرمزی(:

  • دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۵ نظر
نمایش تصویر

"کاش ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﺮﻥ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﮕﯿﻢ :ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺻﻼ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﺮﻩ ﻫﺎﺗﻮ 20 ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺟﺎﯼ 20 ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ 16 ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﯿﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ . ﺍﺯ "ﺗﺮﯾﻦ " ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﮑﻨﯽ ﺣﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﺖ ﺗﻼﺵ ﮐﻦ .. ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﺴﻮﻧﺪ " ﺗﺮﯾﻦ" ﺭﻓﺘﯿﻢ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﺮﯾﺨﺖ.. ﺍﺯ 19/75 ﻟﺬﺕ ﻧﺒﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﯾﮑﯽ 20 ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.. ﺍﺯ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻟﺬﺕ ﻧﺒﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﻣﺪﻝ ﺑﺎﻻﺗﺮﯼ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﻮﺩ. ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﻋﺸﻘﻤﻮﻥ ﻟﺬﺕ ﻧﺒﺮﺩﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺪﺭﮎ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺗﻮﯼ ﺟﯿﺒﺶ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻮﺩ . ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ " ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ,ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ" ﭼﺴﺒﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺴﻞ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺷﺪ.. ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻣﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺟﻬﺖ ﺑﺪﯾﻢ..."

تغییر جهت

  • دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

دخترهای خوب مثل سیب روی درخت هستن
بهترین ها در بالاترین نقطه درخت قرار دارند
به دست آوردنشان ماشین شاسی بلند میخواد ، کار هر کسی نیست که !

.
.


قبل از اینکه ناخناتونو بگیرید ، خودتون رو خوب بخارونید !
بعد بگید من شمارو دوست ندارم ، واقعا دیگه چه اطلاعاتی میخواید ؟
.
.


خوب شد بازیه Pou اومد توی گوشیا تا پسرا بعد ابرو برداشتن و گوشواره انداختن ، قشنگ طعم مادر بودن رو بِچِشَن !
.
.


قوانین رانندگی در ایران :
اول نیسان میره ، بعد من ، بعد هرکی تونست !
.
.


یکی از معضلات زندگیم اینه که به مادرم ثابت کنم من با سوپ سیر نمیشـم
سوپ فقط یه تفریحه ، غذا نیست !
فرستنده : سهیل
.
.


اوووممممممممم هوووووووووووووووومممم
ططااا
اووومممممممممممم هوووووووووووومططط
“دیالوگ ماندگار انیس در سریال ستایش”
.
.


من مطمئنم که اگه یه روزی هم من دونفره بشم ، هوا سه نفره میشه !
کلا شانس و اقبال از سر و کلم میریزه …
.
.


بعضیا ﯾﻪ ﺟﻮﺭ ﺍﺳﻤﺸﻮنو ﺁﺧﺮ ﺍستاتوﺱ میزﺍﺭن ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺁﯾﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﮐﺮﺩن !

ستایش

  • دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

توی جبهه تعاون محلی بود که بچه ها
ساک شخصی خودشون رو تحویل میدادند
و بجاش یه پلاک میگرفتندو بعد از اینکه میخواستند برن خونشون
می رفتند تعاون پلاک رو تحویل میدادند
و وسایل شخصیشون روتحویل میگرفتند...
الان حدود شش هزار ساک هنوز که هنوزه داخل تعاون مونده
و این یعنی اینکه هیچ وقت هیچ پلاکی برنگشته
تا وسایلش رو تحویل بدن.
هیچ وقت...

هنوز هیچ پلاکی برنگشته...

  • دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

عکس نوشته های طنز و جالب خنده‌دار

اینکه میگن :

شوهر شوهره شوهر ، بالشِ سره شوهر .

ینی این :))

عشقولانه

  • يكشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

داستان آخر شب..... به کارهای خانه میرسم ، تا مادرم آخرین رجهای قالی را که یک سال پیش شروع کرده بود گره بزند تا دوباره بوی نان تنوری فضای خانه را پرکند و من بی واهمه از مقابل بقال محل رد شوم و سرم را بلند نگه دارم که تا ساعتی دیگر پول کیسه ی آرد سال قبل را پرداخت خواهم کرد…از آنجا به نزد دوره گردی می روم که هر روز با وانت قراضه اش بساط پهن میکند و آن روسری صورتی رنگی را که خواهر کوچکم دوست داشت ورانداز میکنم و از فروشنده می خواهم آنرا بپیچد و نگه دارد . که بی درنگ با پول برخواهم گشت. بر تپه می نشینم منتظر ، دور دست را نظاره می کنم ، دلال قالی از دور نمایان می شود و من در تب و تاب اینکه چقدر چانه خواهم زد تا دسترنج یک سال مادرم به مفت تاراج نشود.. شب به خانه می آیم، صدای سرفه ی مادر امانش را بریده و من روی آن را ندارم که بگویم دیگر عطاری محل به نسیه دارو نمیدهد و نه آردی برای نان پختن خریدم و نه آذوقه ای ، و باید هنوز خواهرم روسری پاره ی پارسال را سر کند که پول قالی را درست در همان جیب گذاشتم که سوراخ است… دیدگاه ( لطفا پارسی) و نمره از 1 تا 10 هم فراموش نشه

داستان اخر شب ( جیب سوراخ )

  • يكشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

دوستان هیچ میدونستید اکثر تصادفات هنگام رانندگی رخ میدهند ؟؟؟ نه خدایی میدونستید ؟؟؟ حالا بدونید !!!
باز بگید به فکرتون نیستم !
.
.


ینی هر موقعی حس میکنم شانس ندارم میام یه چند تا سایت ایرانی باز میکنم
اصن لامصب یه کلیک که میکنم برنده چند تا جایزه مختلف میشم !
اونم چه بسته هایی با چه درصد تخفیفی !!!!! خدا خیرشون بده …
.
.


بچه های دهه ۹۰ هنوز به دنیا نیومده ۱۰۰ مدل عکس قدی و نیمرخ و بوم و گوشی موبایل و فیسبوک و ایمیل و هزارتا کوفت و زهرمار دیگه دارن بعد من که به دنیا اومدم تا ۵سال بابا ننه م با هم دعوا داشتن که : “تقصیر تو بود” !!!

.
.


امروز بالاخره تکلیف خودمو روشن کردم
لامصب عجب نوری داره ؟!!!
.
.


در حیرتم از شدت علاقه اشیا در حال سقوط به انگشت کوچیک پاهای من !
.
.


من فقط عاشق اینم
یه کمم عاشق اووووونم
بعدشم عاشق اون یکی قراره بشم
خب چیه مگه ؟؟؟ تنوع لازمه واسه همه !
.
.


سلامتی ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺐ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡ ، ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ ﺑﺰﻧﻦ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﺍﺷﮑﺎﺷﻮﻧﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻦ و ﺑﮕﻦ : ﻫﻬﻬﻬﻬﯽ !!! ﮐﯽ ﻓﮑﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ؟
ﺍﻭﻥ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﺧﺮﻳﺪﻩ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺮﺍﻳﺪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﻴﺸﻴﻢ …
ﭼﯿﻪ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﻤﯿﺮﻡ ؟
ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻤﯿﺮﯼ ﻣﮕﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮﺭﻭ ﺗﻨﮓ ﮐﺮﺩﻡ ؟؟؟

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ : ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﻪ ﻣﺎﺭﻣﻮﻟﮏ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻤﻪ.
۲۷۴ﺗﺎ ﻻﯾﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ۱۷۴۳ﺗﺎ ﮐﺎﻣﻨﺖ . ۸۷ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺭﺍﻫﯽ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ. ۱۱۵ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻫﻮﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺭﺍﻫﯽ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ. ﺭﺍﻫﯿﺎﻥ ﻧﻮﺭ ﻧﯿﺰ ﻣﺴﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻌﺪ ﭘﺴﺮﻩ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻩ : ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﮔﻠﻢ ﻣﻦ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ . ۲ﺗﺎ ﻻﯾﮏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ، ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺁﺑﻤﯿﻮﻩ ﺑﺨﻮﺭ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﯽ !!!

تقصیر تو بود

  • يكشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۱۰ نظر
نمایش تصویر

عکس نوشته های طنز و جالب خنده‌دار

عمو جون نکن این کارو با خودت …!

  • شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۷ نظر
نمایش تصویر

سه نفر زن می خواستند از سر چاه آب بیاورند. در فاصله ای نه چندان دور از آن ها پیر مرد دنیا دیده ای نشسته بود و می شنید که هریک از زن ها چه طور از پسرانشان تعریف می کنند. زن اول گفت : پسرم چنان در حرکات اکروباتی ماهر است که هیچ کس به پای او نمی رسد. دومی گفت :پسر من مثل بلبل اواز می خواند. هیچ کس پیدا نمی شود که صدایی به این قشنگی داشته باشد . هنگامی که زن سوم سکوت کرد، آن دو از او پرسیدند : پس تو چرا از پسرت چیزی نمی گویی؟ زن جواب داد : در پسرم چیز خاصی برای تعریف کردن نیست. او فقط یک پسر معمولی است .ذاتا هیچ صفت بارزی ندارد. سه زن سطل هایشان را پر کردند و به خانه رفتند . پیرمرد هم آهسته به دنبالشان راه افتاد. سطل ها سنگین و دست های کار کرده زن ها ضعیف بود . به همین خاطر وسط راه ایستادند تا کمی استراحت کنند؛ چون کمرهایشان به سختی درد گرفته بود. در همین موقع پسرهای هر سه زن از راه رسدند .پسر اول روی دست هایش ایستاد و شروع کرد به پا دوچرخه زدن. زن ها فریاد کشیدند: عجب پسر ماهر و زرنگی است! پسر دوم هم مانند یک بلبل شروع به خواندن کرد و زن ها با شوق و ذوق در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود، به صدای او گوش دادند. پسر سوم به سوی مادرش دوید. سطل را بلند کرد و آن را به خانه برد. در همین موقع زن ها از پیرمرد پرسیدند: نظرت در مورد این پسرها چیست؟ پیرمرد با تعجب پرسید:منظورتان کدام پسرهاست ؟من که اینجا فقط یک پسر می بینم.

داستان اخر شب ( پسر معمولی )

  • شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

در روزگاری که لبخند آدمیان به خاطر شکست توست ،بانو!!

حجابت

کیمیای غیرتت را هرگزبه لبخندی مفروش!!!

[تصویر: hijab.jpg]

پر بزن

  • شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۶ نظر
نمایش تصویر

عکس نوشته های طنز و جالب خنده‌دار

دوسم داره … دوسم نداره … !

  • جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند. روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند، فقط یک پسربچه با چتر آمده بود، این یعنی اعتقاد. اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد، وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید، او شادمانه میخندد ... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت، این یعنی اعتماد. هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم. ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید، این یعنی امید. چه خوب است که با اعتقاد، اعتماد و امید زندگی کنیم ...

داستان اخر شب ( اعتقاد )

  • جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۶ نظر
نمایش تصویر

ﺑﺎﺑﺎ : ﭘﺴﺮﻡ ﺑﮕﻮ ﺑﺎﺑﺎ
ﺑﭽﻪ : ﻣﺎﻣﺎ !
ﺑﺎﺑﺎ : ﻧﻪ ﺑﮕﻮ ﺑﺎﺍﺍﺍ ﺑﺎﺍﺍﺍ
ﺑﭽﻪ : ﻣﺎﺍﺍﺍ ﻣﺎﺍﺍﺍ
ﺑﺎﺑﺎ : بــــــــــــوق
ﺑﭽﻪ: بــــــــــــوق
ﺑﺎﺑﺎ: ﭼﯽ ﮔﻔﺘﯽ ؟
ﺑﭽﻪ: بــــــــــــوق
ﻣﺎﻣﺎﻥ : ﺳﻼﻡ ﭘﺴﺮﻡ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﻭﻣﺪ !
ﺑﭽﻪ : بــــــــــــوق
ﻣﺎﻣﺎﻥ : ﭼــــــــــــﯽ ؟ ﺍﯾﻨﻮ ﮐﯽ ﯾﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﻩ ؟؟؟
بچه : ﺑـــابـــا
بابا : o_O
.
.


مهریه جدید خانما :
۱۳۹۳لیتر بنزین !!!
آیا وکیلم ؟؟؟!!!
عروس رفته بشکه بیاره ه ه ه ه ه …
.
.


یکی از بزرگترین دردسرای پسرا اینه که یکی از مخاطبین خاصش ته ریش دوست داشته باشه و اون یکی ۳تیغه !
اصن نابود میکنه آدمو …
.

.


تنها ایراد تخم مرغ اینه که غذا نیست
بدتر از همه اینه که نمیخواد قبول کنه !
.
.


امروز همسایمون یه احوالپرسی گرمی با من کرد که نگو
معلوم نیست چند گیگ دانلود کرده کثافت !
این رسم وای فای نوازیه آخه ؟؟؟
.
.


آدمای قدبلند رو واسه خودشون دوست داشته باشید نه به خاطر اینکه دستشون به کابینت های بالایی میرسه !
.
.


اگر تو زندگی کمی احساس خوشبختی کردید مطمئن باشید که جلو دوربین مخفی هستید
یه لبخند بزنید و برید دنبال بدبختی هاتون !
.
.


کاش بالای سر بعضیا یه ضربدر کوچولو بود که هر وقت حوصلشونو نداشتی روش کلیک کنی ، طرف بسته بشه !
.
.


من اگه خدای نکرده ، بلا به دور ، گوش شیطون کر یه روز خواستم ازدواج کنم ؛ روز قبلش هارد کامپیوترمو با گوشیامو با فلشامو کلا هرچی که خطری هست رو اول به تعداد عدد آووگادرو فرمت میکنم بعد می برم طی یک مراسم کاملا محرمانه آتیش میزنم خاکسترشم میبرم یک روز بارونی بالای قله ی دماوند میسپرم به دست باد !
کاره دیگه یهو دیدی یه فناوری کشف شد اطلاعاتو برگردوند ، شانس که نداریم !!!

آوووگادرو

  • جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

هـم قـد گلـولـه تـوپــ بـود.
گفتـم: چـه جـورى اومـدى اینجــا؟
گفتـــ : بــا التمــاس!
گفتــم: چـه جـورى گلـولــه رو بلنــد مـی کنـى میـارى؟
گفتــ : بــا التمــاس!
بـه شوخـى گفتـم، مـى دونـى آدم چـه جـورى شهیــد میشـه؟
لبخنـدى زد و گفتـــ : بــا التمــاس!
تکـه هـاى بـدنـش رو کـه جمـع مـی کــردم فهمیـدم چقـدر التمـاس کــرده . . .

التمــاس

  • جمعه, ۲۶ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

aks khandedar 93 044 عکس نوشته های خنده دار و طنز 93

کفش دوکاره !

  • چهارشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۸ نظر
نمایش تصویر

============================================

ضمن عرض تسلیت 

این وبگاه تا بعد از وفات حضرت  به روز نخواهد شد

مطالب به صورت موقت از دید بازدید کنندگان مخفی می ماند

============================================

آب مایه ی حیات نیست
وقتی پای حسین در میان باشد...

السلام علیک یا زینب کبری(سلام الله علیه)

زینب(سلام الله علیها) کیست ؟
حضرت زینب کبرى (سلام الله علیها)
زینب (سلام الله علیها) آموزگار حیا و پاکدامنى
زینب، پرستار نهضت عاشورا
محل دفن حضرت زینب (سلام الله علیها)
فضائل و مناقب حضرت زینب (سلام الله علیها)
مقالات در مورد حضرت زینب (سلام الله علیها)
کتاب:: دویست داستان
مداحی وفات حضرت زینب (سلام الله علیها)
سخنرانی حجت الاسلام احمدی اصفهانی وفات حضرت زینب (س)
کارت پستال وفات حضرت زینب (سلام الله علیها)
گالری عکس از حرم مطهر حضرت زینب (سلام الله علیها)

گالری عکس از تل زینبیه (کربلا)

--------------------------------------------------------

از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است

ما را فدایی زیـنـب کبری نوشته اند....

--------------------------------------------------------

زینب

»ادامه مطلب با دلنوشته های شما تکمیل می شود«

نظرات بدون تایید نمایش داده می شود

السلام علیک یا زینب کبری(سلام الله علیه)

  • چهارشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۵ نظر
نمایش تصویر

aks khandedar 93 026 عکس نوشته های خنده دار و طنز 93

یادش بخیر (:

الان کدوم بچه ای میفهمه اینا ینی چی !؟

  • سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟ *جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم ! یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید. . .. مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیا یند و وقتشان تلف نشود *یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها میخواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند . . . مرد نشسته بود . دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید به فکر فرو رفت . . باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می کرد ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد : از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد! او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد! وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم !!! سفارشهای مشتریانش را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود . . . حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!! اما او دیگر با خودش «صادق » نیست. او الان یک بازیگر است . همانند بقیه مردم!!!

داستان آخر شب (بازیگری)

  • سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

یه بار شیطون گولم زد، رفتم از جیب بابام ۲۵ تومن (۲۵ تا یه تومنی) ورداشتم رفتم پفک اینا خریدم، عصرش عذاب وجدان گرفتم، رفتم از کیف مامانم ۵۰ تومن ورداشتم گذاشتم تو جیب بابام

مامانم : سحر میخوای روز پدر واسه بابات چی بگیری ؟

من : مربی کلاس ایروبیکم

مامانم : کصصصصصصافططططططط

بابام : لبخندی توام با خرسندی و رضایت

دیشب داداشم تو خواب هذیان میگفت و جیغ میکشید …

رفتم اتاق میبینم بابام بالا سرشه !!

میگم خوب بیدارش کن !

میگه بذار کابوسشو ببینه ، اینهمه پول دی وی دی میده فیلم ترسناک میگیره….

بزار سه بعدیشم ببینه منو میگــی ~~> !!!

زن عموم یعد از ۱۵سال زنگ زده خونمون میگه واست خواستگار پیدا کردم.. بعداز کلی به به و چه چه راجع به پسره ..میگه اگه این وصلت سر گرفت ۲۰۰ تومن باید به من بدی….

خاله مامانم خیلی چاقه بنده خدا تا بلند میشه، شوهرش صداشو کلفت میکنه میگه جابه جایی های قول آسا 

مامانم هروقت گوشیش زنگ میخوره به من میگه برو بیارش. یه جورایی با Rex احساس همزادپنداری می کنم 

از بس با خواهرم فوتبال ps3 بازی کردم ، کاملا وارد شده …. فقط هنوز نمیتونه درک کنه که بعد نیمه ، زمین ها عوض میش

خواهرم میگه : داداشی ، عزیزی ، بیا بشو سنگ جدول تا من پارک دوبل تمرین کنم. فک و فامیله داریم؟

رفتیم خونه داییم عید دیدنی، موقع برگشتن دم در زل زدم تو چشش که یادش بیوفته عیدی نداده، میگه الان اینجوری نگام میکنی که برم عیدیت رو بیارم ؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ وایسادم که از تو چشمام بخونی، چقد دوست دارم !!!

روز پدر

  • سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

-سلام آقا! جوراب مردونه دارید!؟

 

-بله خانم کوچولو! بفرما اینم یه جفت جوراب مردونه.

 

-نه آقا ! یه دونه میخوام!فقط برای پای راست بابام :)

روز پدر بر تمام غیور مردان ایران زمین مبارک

  • سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

اسم فامیل

  • دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد. اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند. طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی است. اما به نظر می‌رسد که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است. عده‌ای آدم فضول در اطراف از او می‌پرسند:... فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟ دوستم با قاطعیت به آنها جواب می‌دهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید. اما هسمر کنونی‌ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است. وقتی این حرف را می‌زند، دوستانش می‌خندند و می‌گویند : کاملا متوجه شدیم... می‌گویند: زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند. بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛ سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان واق واق نمی‌کنند. اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید. اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت. زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است ...

داستان آخر شب ... ( زیبایی )

  • دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

خیلیا مارو خر فرض کردن غافل از اینکه من خر نیستم !
جیگرم… جیگرم… جیگرم…
.
.


شما یه استکان خون بگیر بزار رو طاقچه اگه پشه ها لب زدن !!!
کصافطااا نون داغ کباب داغ فقط از گلوشون پایین میره !
.
.


پشه کلا ۱۴ﺳﺎﻋﺖ ﻋﻤﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ولی ﺑﺠﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ۱۴ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﻩ ﭘﺎﺭﮎ ، ﺑﺮﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ، ﺑﺮﻩ ﺍﺳﮑﯽ
ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ منو ﻧﯿﺶ ﻣﯿﺰﻧﻪ !!!
بدبخت خسران دیده …
.
.


اختلاف طبقاتی داره بیداد میکنه
فاصله واحد ما با دختر همسایمون که نباید ۷طبقه باشه ؟!!!
فوق فوقش ۱طبقه !
.
.


عاغا چرا میگیم پشت کامپیوتر نشستیم در حالی که واقعا جلوی کامپیوتر نشستیم ؟؟؟
.
.


کاش میشد از بدنمون معذرت خواهی کنیم مثلا نون خامه ای که خوردیم بگیم ببخشید واقعا هوس کرده بودم خواهشا چاقم نشو !
اونم بگه نه عزیزم این حرفا چیه پیش میاد دیگه …
.

.


یک نوع سردرد هم هست که اول شرایط برنامه کاریت رو میسنجه بعد شروع میشه ، شدتش هم به مقدار کار و اهمیتش ارتباط مستقیم داره !
.
.


دوستم میگفت سوار تاکسی شده از راننده پرسیده “با ۵۰۰تومن تا کجا میبری ؟!”
راننده هم گفته : بشین برات بوق میزنم !

جیگرم جیگرم جیگرم

  • دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

چقدر چفیه خونی شد تا چادری خاکی نشود
 [تصویر: 1372949849956822_orig.jpg]

چادر می خواد

  • دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

aks khandedar 93 009 عکس نوشته های خنده دار و طنز 93

این تصویری فضایی از کره زمین نیست

تصویر کهکشان راه شیری هم نیست !

این عکس ته قابلمه خونمونه که همسن من عمر داره !

این تصویر کدام کهکشان است آیا؟

  • يكشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۴ نظر
نمایش تصویر

شغل مردی تمیز کردن ساحل بود. او هر روز مقدار زیادی از صدف‌های شکسته و بدبو را از کنار دریا جمع‌آوری می‌کرد. و مدام به صدف‌ها لعنت می‌فرستاد چون کارش را خیلی زیاد می‌کردند. او باید هر روز آنها را روی هم انباشته می‌کرد و همیشه این کار را با بداخلاقی انجام می‌داد. روزی، یکی از دوستانش به او پیشنهاد کرد که خودش را از شر این کوه بزرگی که با صدف‌های بدبو درست کرده بود،‌ خلاص کند. . او با قدرشناسی و اشتیاق فراوان این پیشنهاد را پذیرفت. یک سال بعد، آن دو مرد، در جایی یکدیگر را دیدند. آن دوست قدیمی از او دعوت کرد تا به دیدن قصرش برود. وقتی به آنجا رسیدند مرد نظافتچی نمی‌توانست آن همه ثروت را باور کند و از او پرسید چطور توانسته چنین ثروتی را بدست بیاورد. مرد ثروتمند پاسخ داد: . “من هدیه‌ای را پذیرفتم که خداوند هر روز به تو می‌داد و تو قبول نمی‌کردی!! در تمام صدف‌های نفرت‌انگیز تو، مرواریدی نهفته بود!” . اکثر مواقع هدایا و موهبت‌های الهی در بطن خستگی‌ها و رنج‌ها نهفته‌اند! این ما هستیم که موهبت‌هایی را که خدا عاشقانه در اختیار ما قرار می‌دهد، ندانسته رد می‌کنیم!!!

داستان آخر شب ... ( موهبت های خدا )

  • يكشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۱۵ نظر
نمایش تصویر

اسلام علیک یا علی ابن ابیطالب (ع)

یک نگاهت یا علی شق القــمرها میکند

صد هزاران درد بی درمان مــــداوا میکند
انقدر دردانه ای در پیش حق مولای مـن
کعبه هم در پیش تو آغوش خود وامیکند

»ادامه ی مطلب با پیام های تبریک شما تکمیل میشود«

السلام علیک یا علی ابن ابیطالب (ع)

  • يكشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

فرهنگ 2500 ساله ادعای مردمانی است که حسرت تمیزی خیابان های اروپا رو میخورن 

ولی تمیزی توی ماشینشون رو به خیابون ها ترجیح میدن ... 

فرهنگ2500 ساله

  • يكشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

aks khandedar 93 005 عکس نوشته های خنده دار و طنز 93

برنده بهترین داداش سال

  • شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خبر خبر خبر دار ....

  • شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

افسران - بدون شرح!!

از دست دخترای این دور و زمونه

  • شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

دوست دارم!

  • جمعه, ۱۹ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

یک دکتر رفت کلانترى تا براى همسر گم شده اش فرم پر کنه !

دکتر : زنم رفته خرید ولى هنوز برنگشته خونه !

پلیس : قدش چقدره ؟

دکتر : تا حالا دقت نکردم !

پلیس : لاغره ؟ چاقه ؟

دکتر: یک کم شاید لاغر یا چاق !؟

پلیس : رنگ چشمهاش ؟

دکتر : دقیقاً نمی دونم !؟

پلیس : رنگ موهاش ؟

دکتر : والا هى رنگ می کنه !!

پلیس : چى پوشیده بود ؟

دکتر : پیراهن !؟ …یا مانتو !؟ … نمی دونم !!

پلیس : با ماشین رفته بود ؟

دکتر : بله

پلیس : اسم ، رنگ و شماره ماشین ؟

دکتر: یک AUDI مشکى A8 . با موتور V6, حجم 3000 سوپرشارژ با333 اسب بخار قدرت و دور موتور و تیپ ترونیک هشت سرعته اتوماتیک با قابلیت تبدیل به مد دستى و تمام چراغهاش فول LED با دیود هاى تنظیم نور براى تمام فانکشنهاش و……یک خراش خیلى کوچولو هم روى در جلویى سمت شاگرد… (دکتر به اینجا که رسید زد زیر گریه !!…)

پلیس :(متاثر!!)…: گریه نکنید ! ما ماشینتون رو براتون پیدا می کنیم !!!

 

داستان اخر شب ... ( دکتر )

  • جمعه, ۱۹ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻩ ﻫﻤﻪ ﮔﻮشاﺷﻮﻥ ﺗﯿﺰ ﺗﯿﺰ میشه ولی ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻠﻔﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ میخوره ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺑﻪ ﮐﺮ ﺑﻮﺩﻥ ؟
ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻠﺞ ﻣﺎﺩﺭﺯﺍﺩ ﻣﯿﺸﻦ !!!
.
.


یه قانونی ھست که من خودم کشفش کردم ، از قانون اول نیوتون ھم دقیق تره :
سر سفره وقتی دیس غذارو برمیداری مشکلی نیست ولی وقتی میخوای بزاری سر جاش ھمیشه جاش پر شده و جا نیست که بزاریش ، اصن انگار نه انگار این دیسو از تو ھمین سفره برداشتی !!!
.
.


دقت کردین که همیشه یه مسواکِ مرموز تو دستشویی هست که معلوم نیست صاحبش کیه ؟
.
.


دقت کردین هروقت بخوای پشت تلفن جایی که هستی رو دروغ بگی ، حتما یه راننده تاکسی هست که با صدای بلند موقعیت جغرافیایی رو به طور دقیق اعلام میکنه و فرد پشت تلفن هم به طور واضح میشنوه ؟
.
.


دقت کردین هروقت میخواین موهاتونو اصلاح کنین ۲۰۰نفر نشستن تو صف ولی درست فردای روزی که موهاتو اصلاح میکنی آرایشگر از بیکاری یه شیلنگ گرفته دستش داره جلوی مغازه رو میشوره ؟
.
.


دقت کردین اونی که مدال برنز میگیره خوشحال تر از اونیه که مدال نقره می گیره ؟

مسواک مرموز

  • جمعه, ۱۹ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

[تصویر: 1_38.gif]

فرزندانمان را...

  • جمعه, ۱۹ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

75db0cf48ed5937afa32fa4e9b072868-425

فامیل دور:
اینایی که میگن پول خوشبختی نمیاره.
آقا بیاید و منو بدبخت کنید.
اینقدر بهم پول بدید تا به خاک سیاه بشینم.
نامردم اگه اعتراضی کنم...........!!!!

فامیل دور

  • جمعه, ۱۹ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دقت کردین وقتی میخوای یدونه نون بگیری صفش جدا نیس اما وقتی میخوای چنتا نون بگیری صف یدونه ای جداست ؟
۱۰نفر میان یدونه نون میگرن اما تو هنوز نفر دومی !

.
.


دقت کردین که اگه لاى پنجره ۲میلیمتر هم باز باشه مگس پیداش میکنه و میاد تو خونه ولى اگه ۶تا پنجره به طور کامل باز باشه نمیتونه بره بیرون ، هى میره میخوره تو شیشه ؟
.
.


دقت کردین هیچکس موقع کار با کامپیوتر دوست نداره کسی کنارش باشه ؟
.
.


دقت کردین که توالت درب و داغون و کپک زده کثیف ولی قفلدار بهتر از توالت ۶ستاره لوکس بدون قفله ؟؟؟
.
.


دقت کردین که اگه یه دونه کبریت روشن از دستت به صورت غیرارادی ولشه همه شهر آتیش می گیره اما میخوای یه سیگار روشن کنی یه جعبه کبریت می سوزونی ، آخرشم از یکی فندک می گیری ؟
.
.


دقت کردین بعضی وقتا با یه نفر فقط کار داری ولی مجبوری به بهونه احوالپرسی بهش زنگ بزنی که تابلو نشه ؛ بعضی وقتام فقط و فقط میخوای حال یکی رو بپرسی و صداشو بشنوی ولی مجبوری یه کاری رو بهونه کنی که تابلو نشه ؟

6ستاره

  • جمعه, ۱۹ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۶ نظر
نمایش تصویر


شب عید است می‌دهند برات؛ بر «محمد (ص) و آل محمد (ص)، صلوات»

السلام علیک یا جواد الائمه (ع)

السلام علیک یا جواد الائمه (ع)

خلاصه زندگانی امام جواد(ع) 

در ادامه مطلب حتما بخونید

السلام علیک یا جواد الائمه (ع)

  • پنجشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

می گویند در دوران قبل که پاسگاه های ژاندارمری در مناطق مرزی و روستایی و دور از شهرها وجود داشته و اکثرا ماموران مستقر در آنها از نقاط دیگر برای خدمت منتقل می شدند باید مدت زیادی را دور از اقوام و بستگان سپری می کردند کما اینکه سفر و رفت وآمد به سهولت فعلی نبوده شاید بعضی مواقع حتی در طول سال هم امکانی برای مسافرت ماموران به شهر موطن خود پیش نمی آمد و به همین خاطر معدود خانه سازمانی در اختیار فرمانده پاسگاه و برخی ماموران دیگر قرار می گرفت. همسر یکی از فرماندهان پاسگاه که به تازگی هم ازدواج کرده و چندین ماه از زندگیشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش می گذشت بدجوری دلتنگ خانواده پدری اش شده بود چندین بار از شوهرش درخواست می کند که برای دیدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند ولی هر بار شوهرش به بهانه ای از زیر بار موضوع شانه خالی می کند. زن که در این مدت با چگونگی برخورد ماموران زیر دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها برای گرفتن مرخصی و غیره هم کم و وبیش آشنا شده بود به فکر می افتد حالا که همسرش به خواسته وی اهمیتی قائل نمی شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصی برای رفتن و دیدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذی درخواست کتبی به این شرح می نویسد: جناب ..... فرمانده محترم ... اینجانب .... همسر حضرتعالی که مدت چندین ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم حال که شما بدلیل مشغله بیش از حد کاری فرصت سفر و دیدار بستگان را ندارید بدینوسیله درخواست دارم که با مرخصی اینجانب به مدت .. برای مسافرت و دیدن پدر ومادر واقوام موافقت فرمائید. " با احترام ..... همسر شما " و نامه را در پوشه مکاتبات همسرش می گذارد. چند وقت بعد جواب نامه به این مضمون بدستش میرسد: سرکار خانم... عطف به درخواست مرخصی سرکار عالی جهت سفر برای دیدار اقوام با درخواست شما به شرط تامین جانشین موافقت میشود. فرمانده ...

داستان اخر شب ... ( فرمانده )

  • پنجشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

دقت کردین ؟؟؟
لذتی که در لیس زدن دیوار نمدار هست در خوردن غذای سلف سرویس هتل ۵ستاره توی سوئیس نیست و حتی انتقام ؟
.
.


دقت کردین وقتی نوبت ما میشه نون بگیریم همون موقع آشنای شاطرم میاد نون بگیره ؟
.
.


دقت کردین هرچیزی در حالت تست درست کار میکنه و همون چیز در حال استفاده و یا معرفی به دیگران آبرو و حیثیتت آدمو میبره ؟
.
.


تا حالا دقت کردین ۵دقیقه خواب دم صبح ۵برابر ۵ساعت خواب شب حال میده ؟
.

.


دقت کردین که یکی از سخت ترین کارایِ دنیا انتخابِ یه فولدر آهنگ Selection واسه تو ماشینه ؟
.
.


دقت کردین که توی فرهنگ ما تا شیش صبح بیدار موندن خیلی راحت تر از شیش صبح بیدار شدنه ؟
.
.


به این جمله تا حالا دقت و فکر کردین ؟؟؟
جمله معمول همه معلم ها ، ناظم ها و مدیران مدرسه طی سال در صورت بروز حادثه :
کلاس شما بدترین کلاسی بود که تو این سالا داشتم !!!

دیوار نمدار

  • پنجشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

[تصویر: si6w0M_425.jpg]

حجااااااااب

  • پنجشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

ea4413f6db528af5f9df3eb908a035e9_500.gif

نحوه تایپ دوست عزیزم جیگر جان

  • پنجشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

تا حالا دقت کردین بیشتر از دفعاتی که عاشق شدیم ، شکست عشقی خوردیم ؟
.
.


دقت کردین لذتی که تو پیچوندن مدرسه هست ، توی تعطیلی رسمیش نیست ؟
.
.


دقت کردین که “موزیک” و “بوى ادوکلن” خاطرات رو به صورت Full HD میارن جلوى چشم آدم ؟
.
.


دقت کردین وقتی خودتو میزنی به خواب یا جایی از بدنت شروع میکنه به خارش یا آب دهنت جمع میشه باید قورتش بدی یا دست و پاهات خواب رفته باید تکونش بدی ؟
.
.


تا حالا دقت کردین پوست کیک یزدی از خودش خوشمزه تره ؟
.
.


دقت کردین هیچی بدتر از این نیست که یه چی دانلود کنی بعد فایلش خراب باشه ؟

کیک یزدی