.: شرکت مادر تخصصی جوک ،اس ام اس ،سرگرمی ،عکس و مطالب طنز :.

۹۷ مطلب در مهر ۱۳۹۳ ثبت شده است

  • چهارشنبه, ۳۰ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد.

کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم

گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث
عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش
را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می
کرد روی خاک ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ  
هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت
کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …

نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره

دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و
دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود...

داستان آخر شب"پند آموز کشاورز و الاغ..."

  • چهارشنبه, ۳۰ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

یکــی دربــش شــل و آن دیگری سفت

 یــکــی بــوقــش مـعـلق، دیـگـری چفت
یکـی رانـنـده اش بـــد خُـــلــق و بد دل

 یکی هم مثل من خوشخلق و خوشگل
یکــی بـــر روی ضــبـطـش باند بـسـتـه

 یکی هــم تــکـمـه ی ضبطش شکسته
صدای ایـن یـکـــی تــــا آســـمـــان هـا

صــدای دیـــگـــری تــا عـــرش اعــــــــلـا
یـــکـــی پـــاپ یـســاری دیـگــری جــاز

یــکــی بـــر در زده تــصـــــویــر مــهــنـاز
کـــنــــار شــیــشه عـکـسـی از حمیرا

و روی ســـقـــف، شـیــپـور است و کرنا
یــکـــی اگــــزوز را عـــمــدا شـکـسـته

یکــــی اگـــزوز بـسـتـه دسـتـه دسـتــه
بـــود ایــــن شـــرح حــــال آل پـیــکــان

 کــه بــســیــارســت در هــرجــای ایران

آل پیکان....

  • چهارشنبه, ۳۰ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۴ نظر
نمایش تصویر

تصادف بچه گانه...

  • سه شنبه, ۲۹ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

مرد جوان : ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده ؟؟
پیرمرد : معلومه که نه
- چرا آقا ... مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین ؟؟
- یه چیزایی کم میشه ... و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه
- ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری ؟؟
- ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر می کنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه ؟؟
- خوب ... آره امکان داره
- امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیش تر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی .
- خوب ... آره این هم امکان داره
- یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور و ورا رد می شدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم و بعد این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده
- آره ممکنه
- بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم از دختر من خوشت بیاد
- لبخندی بر لب مرد جوان نشست
- در این زمان هست که تو هی می خوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش می خوای باهات قرار بذاره و یا این که با هم برین سینما
- مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد
- دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و همیشه چشم انتظارته که بیای و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست می کنی که باهات ازدواج کنه
- مرد جوان دوباره لبخند زد .
- یه روزی هر دوتاتون میایین پیش من و به عشقتون اعتراف می کنین و از من واسه عروسیتون اجازه می خواین 
- اوه بله ... حتما و تبسمی بر لبانش نشست .
- پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت : من هیچ وقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مثل تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه ... می فهمی ؟
و با عصبانیت دور شد 

داستانآخر شب"ساعت چنده!؟"

  • سه شنبه, ۲۹ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

نوبهار است در آن کوش که شاغل باشی

نه که لیسانس بگیری و همش ول باشی
من نگویم که کنون با که بگرد و چه بکش
پسرم از تو بعید است که عاقل باشی!
اغنیا اصل کباب و فقرا بوی کباب
صرفه آن است که در فکر فلافل باشی
چون نبوده پدرت شخص شخیصی، بالتبع
قسمت این است که در رتبه نازل باشی
طرح امنیت نگذاشت شوی سرگرم و
لااقل قاطی اوباش و اراذل باشی!
کاش می‌شد بروی بار دگر سربازی
توی خدمت عقب کسب فضائل باشی
چند سالی تو بگردی پی بابا ننه‌ات
گاه چون هاچ و حنا، گاه تو چون نِل باشی
نشنوم اینکه پیِ جنس مخالف رفتی
یا که بر جنس موافق متمایل باشی!
دخترم قحط رجال است و همه می‌ترشند
سعی کن صاحب سرمایه و خوشگل باشی
زشتی‌ات گر ژنتیکی ست، مخور غم باید
شاهد معجزه پَن کک و ریمِل باشی
آنقدر عشوه بریزی و بمالی تا که
همه جا تابلو و نقل محافل باشی
بنشین بر لب جو، منتظر یارانه
بلکه با طرح تحوّل، متحول باشی
روزگاران غریبی است، همه گرگ شدند
نکند تکّه جامانده پازل باشی

در آن کوش که شاغل باشی

  • سه شنبه, ۲۹ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

خانم پاشو درست بشین...!!

  • دوشنبه, ۲۸ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه ای می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است .


به او گفت چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی ؟

جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا می دهد پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم؟

آن مرد عارف که از عرفای بزرگ ایران بود گفت: از خودم شرم کردم که غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم.

داستان آخر شب" قحطی و شاد بودن غلام..."

  • دوشنبه, ۲۸ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۶ نظر
نمایش تصویر

پسر عمه ام رَپِر شده است

اهل ژست و ادا و قِر شده است
صورتش را سیاه کرده خفن
خط ریشش رسیده تا گردن
ته صدایش گرفته و خشن است
عشق تیپ و قیافه فَشِن است
نه دلش می کشد به مایه ی شور
نه سه گاه و نه دشتی و ماهور
نه دهل می شناسد و گیتار
نه کمانچه نه دایره نه سه تار
نه تب عشق و جام مِی دارد
نه هوای دِلِی دِلِی دارد
نه که فهمیده معنی رپ چیست
رپ به معنای واقعی این نیست
هیچ چیز از هنر نمی داند
کارهای سخیف می خواند:
«مانتو ی تنگ و دامن کوتاه
تاپ سِک...»لااله الا الله!
وضع و حالش اگرچه ناجور است
شده دلخوش به این که مشهور است
شده معروف بین نسل جوان
صاحب نام و شهرت و عنوان
عشق نسرین و نرگس و رعناست
پس از او انتقاد بی معناست
گرچه از هر لحاظ تعطیل است
مایه افتخار فامیل است!

پسر عمه ام رپر شده است...

  • دوشنبه, ۲۸ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۴ نظر
نمایش تصویر

از این کارا بلدین!؟

  • يكشنبه, ۲۷ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

روزی مدیر یکی از شرکت های بزرگ در حالی که به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه می کرد . جلو رفت و از او پرسید : « شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می کنی ؟ » جوان با تعجب جواب داد : « ماهی 2000 دلار . » مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت : « این حقوق سه ماه تو ، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود ، ما به کارمندان خود حقوق می دهیم که کار کنند نه اینکه یک جا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند . » 

جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد . مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید : « آن جوان کارمند کدام قسمت بود ؟ » کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد : « او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود . »

داستان آخر شب"مدیری که کارمندان خود را نمی شناخت..!!"

  • يكشنبه, ۲۷ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

وصلت ما از ازل یک وصله نا جور بود

من که خود راضی به این وصلت نبودم زور بود
 
درس و دانشگاه بالکل بی بخارم کرده بود
بس که بودم سر به زیر و در غذا کافور بود
 
رخت دامادی پدر با زور کرد اندر تنم
گفت باید زن بگیری تو و این دستور بود
 
چند باری خواستگاری رفته بودم بد نبود
میوه می خوردیم و کلا  سور و ساتم جور بود
 
این یکی گیسو کمند و آن یکی بینی بلند
این یکی چشم آبی و آن دیگری مو بور بود
 
سومی هم دو برادر داشت هر جفتش خفن
اولی خر فهم بود و دومی خر زور بود
 
خانواده گر چه یک اصل مهم در زندگیست
انتخاب اولم باباش مرده شور بود
 
کیس خوبی بود شخصا ، صورتا ، فهما  فقط
هشتصد تا سکه مهر خانم مزبور بود
 
با خودم گفتم که کی داده ، گرفته بی خیال
حیف از شانس بدم دامادشان مامور بود
 
این غزل را توی زندان من سرودم یک نفس
شاهدم ناصر سه کله با کرم وافور بود
 
زن اخ است و مایه درد و بلا با این وجود
می گرفتم یک زن دیگر اگر مقدور بود

وصلت ما از ازل...

  • يكشنبه, ۲۷ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

چادر.....

  • يكشنبه, ۲۷ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ما که از روکود عبور کردیم!!

  • شنبه, ۲۶ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی ، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر ام آی تی پرسید : " و برای شروع کار ، حقوق مورد انتظار شما چیست ؟ " 

مهندس گفت : " حدود 75000 دلار در سال ، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود . " 
مدیر منابع انسانی گفت : " خب ، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی ، 14 روز تعطیلی با حقوق ، بیمه کامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیک و مدل بالای در اختیار چیست ؟ " 
مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید : شوخی می کنید ؟ 
مدیر منابع انسانی گفت : « بله ، اما اول تو شروع کردی . »

داستان آخر شب"اول تو شروع کردی"

  • شنبه, ۲۶ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

آن شنیدستی که روزی دختری با مادرش

گفت: این «عباس احمد ریزه» خیلی بی حیاست
می رود آهسته هر مهتاب شب بر پشت بام
چونکه آنجا کاملاً مشرف به بام خانه هاست
دفتری همراه دارد و اندر آن تا نیمه شب
می نویسد چیزهایی را که حتماً نارواست
واقف از این داستان تنها فقط من نیستم
دختر «کبری کچل» هم واقف از این ماجراست
شاید او بر گونة پرجوش من دل بسته است
کز پس صد من کرم هم باز آثارش بجاست
گر چنین باشد که من پنداشتم پس این پسر
واقعاً‌ بدجنس و بدکردار و رند و ناقلاست
چند شب زین پیشتر «بی‌بی‌نسا» با دخترش
گفته این عباس، خیلی پخمه و بی دست و پاست
گرچه «دانشجوی دانشگاه آزادست»، لیک
وضع دخلش صدبرابر کمتر از بابای ماست
اتفاقاً دختر «کلثوم جان» هم، پارسال
رد شد از کنکور و الان همسر «حاجی رضاست»
پول باید داشت مادر جان که هر کس علم‌جوست
و، بلا نسبت به «مولانا جلال الدین» گداست
بالاخص تحصیل در جایی که باید پول داد
تازه از اینها گذشته، مدرکش پا در هواست
گر ببینم بار دیگر روی بام عباس را
سنگ خواهم زد به او هر چند با ما آشناست
مادرش خندید و گفت: او را مزن کاین بینوا
خورده چندی چوب دانشگاه و عمرش برفناست
نیست این بیچاره در فکر تو و امثال تو
گر در این اندیشه‌ای پندارت ای دختر خطاست
خود نمی دانی مگر کاین خاک برسر، شاعر است
پس حسابش از حساب اکبر و اصغر سواست
صرفه جویی می کند در برق و هر مهتاب شب
روی بام از بی کسی هم صحبت باد صباست

آن شنیدستی که روزی....

  • شنبه, ۲۶ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

ببخشید که خنده دار نیست!!!

  • شنبه, ۲۶ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

واکنش ها...!!!

  • جمعه, ۲۵ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

از این ‌همه تأخیر تو زار و پکرم
در صحن فرودگاه تو دربه‌درم
بدبخت شدم، درآمد از تو پدرم
برگیر «هما»‌! سایه خود را ز سرم
*
این بنده ز تاخیر تو علاف شده
یا صاف بگویم:دهنش صاف شده!
با برج مراقبت بگویید اکنون
روح از بدن آمادۀ «تیک آف» شده!
*
گفتم:پس از این نخود،نخود، طیّاره!
هرکس برود خانۀ خود، طیّاره!
زین بعد نه من، نه تو، که دیگر نرخت
طیّار تر از خود تو شد، طیّاره!
*
دزدید تو را و باعث بلوا شد
ناگه نقصی در موتورت پیدا شد
یک تیر به مغز خویش زد وقت سقوط
نادم ز ربودنِ هواپیما شد!
*
ای فکر سقوط تو همیشه جان‌کاه
ای جعبه ی تو چو بخت این بنده سیاه
ترسم روزی از خلبانت شنوم:
لطفاً همگی آیة «انّا لله...»!
*
وقتی که به صد ادا به پرواز آیی
با ناز همی روی و با ناز آیی
از بخت خوش است از زمین برخیزی
از لطف خداست بر زمین بازآیی!
*
ای تخم دوزرده ی هواپیمایی
ای بال‌زنان بهر درآمد‌زایی
از عمر مسافران خود می‌کاهی
بر نرخ بلیت خویش می‌افزایی!
*
آید خللی ز برف‌ یا بارانت
یا  نقص‌ ز ناشی‌گری یارانت
ای کاش که نقص فنّی‌ات رفع شود
مانند دماغ میهماندارانت!
*
شرمنده شدم حسابی از لطف شما
احسنت به  لطف بی حساب  تو  ، هما!
 گفتم به «ارومیّه» بَری ما را لیک*،
با نرخ بلیت خویش، بردی  به کُما!
---------------------------
*:شاعر اهل ارومیه است!

هواپیما رباعی!!!!

  • جمعه, ۲۵ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

استادی در شروع کلاس درس ، لیوانی پر از آب به دست گرفت . آن را بالا گرفت که همه ببینند . بعد از شاگردان پرسید
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟ شاگردان جواب دادند : 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم .
استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقاً وزنش چقدر است . اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ 
شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد . استاد پرسید : خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟ 
یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد می گیرد .
حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟ 
شاگرد دیگری گفت : دست تان بی حس می شود . عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند . استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه ! پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟ در عوض من چه باید بکنم ؟ شاگردان گیج شدند . یکی از آن ها گفت : لیوان را زمین بگذارید
استاد گفت : دقیقاً مشکلات زندگی هم مثل همین است . اگر آن ها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید اشکالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آن ها فکر کنید ، به درد خواهند آمد . اگر بیش تر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود
فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است . اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب ، آن ها را زمین بگذارید . به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند ، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می آید ، برآیید
دوست من ، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری . زندگی همین است !

داستان آخر شب"گاهی لیوان مشکلات زندگی را زمین بگذار...."

  • جمعه, ۲۵ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

باز باران با ترانه /می خورد بر بام خانه /یادم آید کربلا را /دشت پر شور و نوا را /گردش یک روز غمگین /گرم و خونین /لرزش طفلان نالان /زیر تیغ و نیزه ها را *

باز باران با صدای گریه های کودکانه /از فراز گونه های زرد و عطشان /با گهرهای فراوان /می چکد از چشم طفلان پریشان /پشت نخلستان نشسته /رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی /چشم در چشمان هم آرام و سنگین /می چکد آهسته از چشمان سقا /بر لب این رود پیچان /باز باران /*

باز باران با ترانه /آید از چشمان مردی خسته جان /هیهات بر لب /از عطش در تاب و در تب /نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب /شش ماهه طفلی/رو به پایان/مرد محزون /دست پر خون می فشاند /از گلوی نازک شش ماهه /بر لب های خشک آسمان با چشم گریان /باز باران *

باز هم اینجا عطش /آتش شراره جسمها /افتاده بی سر پاره پاره /می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره /شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان

وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان /دستها آماده شلاق و سیلی /چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی /دراین صحرای سوزان /می دود طفلی سه ساله /پر زناله /پای خسته/دلشکسته /روبرو بر نیزه ها خورشید تابان /می چکد از نوک سرخ نیزه ها /بر خاک سوزان /باز باران باز باران

قطره قطره می چکد از چوب محمل /خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل /می رود این کاروان منزل به منزل/می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران/آری آری/

باز سنگ و باز باران /آری آری /تا نگیرد شعله ها در دل زبانه /تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه /تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی /بر فراز خیمه برگونه ها /بر مشک ساقی /کاش می بارید باران. /

باز باران....

  • جمعه, ۲۵ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

اینجا بهشت سرخ بدنهای بی سراست      

       اینجا نگارخانهی گلهای پرپر است

اینجا منا و مشعر و بیت الحرام ماست 

 اینجا حریم قرب شهیدان داور است

اینجاست قتلگاه شهیدان راه حق 

  اینجا مزار قاسم و عباس و اکبر است

اینجا به جای جامهی احرام ما به تن 

 زخم هزار نیزه و شمشیر و خنجر است

اینجا دو طفل زینبم افتد به روی خاک  

 اینجا به روی سینهی من قبر اصغر است

اینجا برای پیکر صد چاک عاشقان  

 گرد و غبار کرب و بلا مُشک و عنبر است

اینجا چو آفتاب سرم بر فراز نی

 بر کودکان در به درم سایه گستر است

اینجا تنم به زیر سم اسب، توتیا 

 اینجا سرم به دامن شمر ستمگر است

اینجا به جای جای گلوی بریدهام

 گلبوسههای زینب و زهرای اطهر است

اینجا به یاد العطش کودکان من 

  هر صبح و شام دیدهی میثم، ز خون  تر است

اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است...

  • جمعه, ۲۵ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

 

مـیـان هــمهمـــه تیــری پــریــد آهسته

 و از نـــگاه تـــری خــون چکیــد آهسته

وآب دســت بـه دامــان مــاه صحرا شـد

همین که مشک گــریبان دریــد آهسـته

نـگاه مشــک گـریـزان به خیمه ها افتاد

وآب زیـــر لــب آهــی کشــید آهســته

غبار و شیهه‌ی اسبان کمان و تیغ دغا

نســیـم، زیــر علـم، می‌خزید آهسـته

سـوار، خـم شد واز اسب، به زیر افتاد

بـــه‌روی خــــاک بـــلــا  آرمــید آهسته

و در میــان هیـاهوی اسـب‌ها، آن مرد

صدای ناله‌ی زهرا (س)، شنید آهسته

و بـــر جنــــازه‌ی او آفــتــاب را دیــــدم

که زیــر بار غمش می خمید ، آهسته

و در جــواب شــهیدان که منتظر بودند

ســتــون خیمــه‌ی او را کشید آهسته

میان همهمه تیری پرید آهسته...

  • جمعه, ۲۵ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

امیر علقمه از صدر زین به زیر افتاد

میان لشگری از تیغ و نیزه گیر افتاد

دو دست تشنه او ماند و طعنه تکبیر

به یاد منزلت آیه غدیر افتاد

چقدر شدت ضرب عمود سنگین بود

دوباره چند ترک بر دل کویر افتاد

نگاه زخمی و شرمنده اش به آقا گفت

ببخش مشک حرم بین این مسیر افتاد

چگونه پیکر او را به خیمه ها ببرد

حسین گریه کنان فکر یک حصیر افتاد

امیر علقمه از صدر زین به زیر افتاد...

  • جمعه, ۲۵ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مصراع نخست: من تو را می بوسم

در مصرع بعد هم تو را می بوسم

ایراد ندارد! به کسی چه! اصلا

شعر خودم است من تو را می بوسم!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

بی دغدغه همچنان تو را می بوسم

بی بوسه عزیز! در خودم می پوسم

آنقدر به بوسه ی تو معتادم که

یک قافیه در میان تو را می بوسم!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

وقتی (به سلامت) است روی لب تو

انگار قیامت است روی لب تو

لب بر لب تو... دوباره برمی گردم

این بوسه امانت است روی لب من!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

عمریست شبانه روز لب هایت را...

لب باز نکن هنوز لب هایت را...

نه! سیر نمی شوم به چندین بوسه

بر روی لبم بدوز لب هایت را!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

تا از لب تو شنید بوسه بوسه

از روی لبم پرید بوسه بوسه

پس کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟

جانم به لبم رسید بوسه بوسه

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت

یک آیه ی آسمانی از بوسه نوشت

با قرمز لب های قشنگت تا صبح

بر روی لبم رمانی از بوسه نوشت

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

امروز خراب دیشبم از بوسه

لبریز حرارت و تبم از بوسه

بر روی لبم بدوز لب هایت را

امروز که من لبالبم از بوسه

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

می آیی و آب می شود تب هایم

مهتاب تمام می شود شب هایم

لب بر لب تو گذاش... بیدار شدم

طعم گس بوسه می دهد لب هایم

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

عادت کرده فقط به گرما لب هات

می سوزد از سوزش سرما لب هات

می ترسم اگر لبم به لب هایت خورد

آلوده شود به آمفولانزا لب هات!!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

می لرزم و ضعف دید دارم دکتر

مجنونم و شکل بید دارم دکتر

لبهای من از تب جنون می سوزند

بوسیدگی شدید دارم دکتر!!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

در آب که شستی تن بی تابت را

دیدند تمام رودها خوابت را

لبهام به شکل بوسه ـ ماهی شده اند

بنداز  درون آب قلابت را

رباعیات بوسه ای...

  • جمعه, ۲۵ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

عکس پسر شکیب

  • پنجشنبه, ۲۴ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۴ نظر
نمایش تصویر

(:

  • چهارشنبه, ۲۳ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۱۸ نظر
نمایش تصویر

عکس +18

ورود بی جنبه ها ممنوع

ورود بی جنبه ها ممنوع

  • سه شنبه, ۲۲ مهر ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

عاقا من نمیدونم چه حکمتیه هروقت که من گشنمه،
فرق یخچالمون با کمد ، فقط چراغ توشه ! :|
حالا کافیه من مریض بشم اشتهام کور بشه ،
از تخم طوطی آمازونی بگیر تا شتر بریون در این گنجیده میشه ؛
ماه رمضون که دیگه هیچی اصن واویلاست … یخچاله ما داریم ؟ :D

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

من ۱۱سالم بود فک میکردم
یکی تو یخچال قایم شده چراغشو خاموش روشن میکنه ! :|
بعد الان جوونای مملکت میان از شکست عشقی میخونن …

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

می بینم از تو آشپزخونه صدا میاد
رفتم می بینم داداشم هی در یخچالو باز و بسته میکنه …
میگم :چرا همچین میکنی؟ درش کنده شد
میگه: دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا می کنم یا نه !!
ای خــــــــدا این خوشیــارو از مـــا نگیر خخخ :lol:

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

ی کسانی کـــه همش میرید ســراغِ یخچال
بعضی وقتا درِ فریزر رو هــم باز کنید شاید بستنی ای آنجا خفته باشد ! :D

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

یه سوال بدجور ذهنمو درگیر کرده :
قدیما که یخچال نبود مردم که حوصلشون سر میرفت چیکار میکردن ؟

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

من با تحقیقات میدانی به این نتیجه رسیدم
۸۰% کسایی که محصولات اپل رو میخرن
علت انتخابشون اینه که : آخه اپله خوووو :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

من به اون دسته از کسایی که هنوز به “عشقشون” میگن “عجقم”
و چیتال میتونی عسیییییییسم …
بسته های آموزشی بالا بالا رو پیشنهاد می دم !

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

همیشه از سال اول ابتدایی تا سال آخر دبیرستان ،
یه نفر هست که سر هر امتحانی میپرسه:
“با خودکار یا با مداد؟”
ینی اینجور آدما آرپیچی هم کمشونه !!

عسسسسسسییییییییسسم

  • سه شنبه, ۲۲ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

عس خنده دار فامیل دور

فامیل دور

  • دوشنبه, ۲۱ مهر ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

ﻃﺮﻑ ﻓﺎﻣﯿﻠﯿﺶ “ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ ” ﺑﻮﺩﻩ !
ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ : ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ
ﯾﺎﺭﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ : ﺣﺎﺿﺮ ﻗﺮﺑﺎﻥ !
ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻫﻢ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ :
ﺍﺣﻤﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻡ !
ﺻﺎﻑ ﺑﺎﯾﺴﺖ !
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﻫﯿﺄﺕ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ !
ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺁﺑﺮﻭﺵ ﻧﺮﻩ ﺑﻬﺶ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﻣﺮﺧﺼﯽ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯿﺄﺕ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﻭﻣﺪﻧﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺖ : ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ
ﻫﻤﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻧﺪ : ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺮﺧﺼﯽ :lol:

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻨﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﮋﺩﻩ ﺑﺪﻩ ،
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﻵﻥ ﻓﯿﻠﻤﺒﺮﺩﺍﺭﯾﻪ ، ﺗﻮ ﻃﺮﺡ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭﻝ
۲۲ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﺪﻡ !
ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﺩﺍﺷﺘﻢ بچه ای ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﻧﺼﯿﺒﻢ ﻧﻤﯿﺸﺪ !
ﻣﻦ :|
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭﻝ :|
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﻭﻡ :|
همراه وسط :|
همراه یکی مونده به آخر :|
ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ :D

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

از وقتی تبلیغات رایتل تو تلویزیون شروع شده نمیدونین چه وضعیه تو خونمون !

مامانم گیر داده برو یه دونه از این سیم کارتها بخر،

از این به بعد زنگ میزنم ببینم کدوم قبرستونی؟ با کی میگردی؟
عروسمو ببینم چه شکلیه؟ :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

تو یخچال ما تنها ظرفی که صادقه ظرف پنیره . . . والا . . .
در قابلمه رو بر میداریم توش خیاره
ظرف حلوا شکری رو باز میکنیم توش پیاز داغه
شیشه مربا رو باز میکنیم توش رب گوجس
بطری نوشابه رو باز میکنی توش عرق نعناس
بد زمونه ای شده بــــد :| :D

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

خواهشمون از کارخانجات لوازم خانگی اینه که در یخچال رو شفاف بسازن !
نه تنها یه نسل آدم گشاد و روانپریش رو نجات میدین بلکه عمر مفید یخچال هم بالا میره !

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

من مطمئنم یه روز یخچال از من انتقام میگیره
و هر نیم ساعت یه بار میاد در اتاقمو باز میکنه،
چند دقیقه بهم خیره میشه بعد دوباره درو میبنده !

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

تا حالا شده نصف شب بری سر یخچال،
و بدون اینکه چیزی بخوری زل بزنی به یخچال
و بگی فقط اومدم خودتو ببینم ؟ :|

خبرداااااار

  • دوشنبه, ۲۱ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۱۵ نظر
نمایش تصویر

کسایی که اسم یکسان انتخاب کنن 5 امتیاز بقیه 10 امتیاز

همه باید شرکت کنیداااااااا

بیاید اسم فامیل بازی کنیم

  • يكشنبه, ۲۰ مهر ۹۳
  • علیرضا خوش منظر
  • ۱ نظر
نمایش تصویر
خاطرات طنز دفاع مقدس 
فرمانده گروهمان جمعمان کرد و گفت:« امشب باید با روحیه برید خط. چه پیشنهادی دارید؟» هیچ کس چیزی نگفت. همه مان را نشاند و پاهایمان را دراز کرد. شروع کرد به اتل متل توتوله خواندن. آن قدر خندیدیم که اشکمان درآمد و پهلوهامان هم درد گرفت. وسط همین خنده ها شروع کرد به روضه امام حسین خواندن. اشکمان که سرازیر بود فقط خنده شد گریه. آن شب خط، خیلی زود شکست.
..........................
دو تا بچه یک غولی را همراه خودشان آورده بودند و های های می خندیدند. گفتم «این کیه؟» گفتند: «عراقی» گفتم: « چطوری اسیرش کردید»
می خندیدند. گفتند: « از شب عملیات پنهان شده بود. تشنگی بهش فشار آورده و با لباس بسیجی های خودمان آمده ایستگاه صلواتی شربت گرفته بعد پول داده بود. این طوری لو رفت.» هنوز می خندیدند.😆😆
توی عملیات بعد از اینکه قله ها را تصرف کردیم، داخل سنگری شدیم که کمی استراحت کنیم. متوجه زنبوری شدیم که داخل سنگر پرواز می کرد. آن قدر که زنبور می ترسیدیم از خمپار و توپ نمی ترسیدیم. چفیه هامان را در آوردیم و شروع کردیم تکان دادن توی هوا تا زنبور بیرون رفت. کمی هم دنبابش رفتیم که برنگردد. یک دفعه سوت خمپاره و..... سنگر رفت هوا. از آن به بعد ارادت خاصی به زنبورها داشت ....

خاطرات طنز دفاع مقدس ...

  • يكشنبه, ۲۰ مهر ۹۳
  • فامیل دور :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

صد سال بعد
.
.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﯽ ﺧﻮﻧﻨﺪ
ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﮐﻪ
ﻣﺎ ﺗﻮﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ
ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺭﺍ …!
ﻣﻌﻠﻤﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺍﯾﻨﺠﺎﻫﺎﯼ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ؛
ﺍﺯﺵ ﺳﺆﺍﻝ ﻧﻤﯿﺎﺩ !!

این گروه کار مهمی نکرده اند!
فقط با گوشیاشون بازی میکردن

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

یکی از فانتزیام اینه که چن تا اگهی بسازم بدم تلویزیون!!

مثلا یه شامپو که تو تبلیغش بگه اوه در پای تو!

یا یه بسته آموزشی برای دبیرستانی ها به اسم پایین پایین!

و امااااااااا......

یه هود که بگن چه خوب که از آشپزخونتون بوی غذا نمیااااد.......

آره از قدیم اینطوری بوده!

خدایییییییی با این تبلیغاشون روحیه مارو شاد میکنن!!!

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺑﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺣﺮﻑ
ﻣﯿﺰﺩﻡ . ﺍﻭﻥ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺎﯼ ﭘﺲ؟ ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ
ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺍﻻﻥ ﺗﻮ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﭼﻬﺎﺭﻣﻢ . 10 ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ
ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺑﺎﺯ ﺑﺸﻪ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﻧﻌﺮﻩ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺑﻨﺪﺷﻢ ﺻﺪﺍﯼ
ﻓﺤﺶ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ﺩﯾﺪﻡ
ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺮﺍﺩﺭﻣﻮ ﺟﺮﺭﺭﺭﺭ ﻣﯿﺪﻩ ! ﺑﻌﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩﻭ ﺗﺎ
ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭﺍ ﻫﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﺎﯾﯿﻦ، ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻣﻨﻢ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻩ
ﻣﻨﻢ ﻧﻌﺮﻩ ﺯﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﻨﻮ ﺑﺘﺮﺳﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﺮﻭ ﻗﺒﺾ
ﺭﻭﺡ ﮐﺮﺩﻩ :|

 

***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

واقعا از این پسرا که دخترا رو بخاطر هوس میخواند متنفرم 
عشق باید واقعی باشه، پاک باشه ، هدف داشته باشه 
مثلا خودِ من، به شخصه زنمو بخاطر کسری خدمت میخوام :| 
هم واقعیه هم پاکه هم هدف داره :))

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

اعتراف میکنم تا سن12-13سالگی با روسری میشستم جلو تلوزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم
آخه زیاد می خندید فکر میکردم بهم نظر داره

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﻫﻢ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ، ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ:

ﻧﺬﺍﺭ ﺩﻫﻨﻤﻮ ﻭﺍ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﯾﻨﻢ ﺑﻬﺕ!!!!!
ﯾﻌﻨﯽ این بشر ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺶ ﺩﺭﯾﭽﻪ ﺍﯼ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ
ﻋﻠﻢ ﺑﯿﻮﻟﻮﮊﯼ ﻭ ﻣﺒﺤﺚ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺁﻧﺎﺗﻮﻣﯽ ﺑﺪﻥ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ!

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

قابل توجه دخترایی که تو این روزای سرد با ساپورت و شال نازک میان بیرون


.
.
.

خواهر من اگه کسی میخواست شماره بده تا الان داده بود
سرما میخوری ها !

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

به ماهایی که تو پروفایلمون جایه عکسه خودمون، عکس گل و گیاه و خربزه میذاریم گیر ندین، ماها بد عکسیم، میفهمین، بدعکس!!!

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

دخترای دهه شصت : ذاتا خوشگل بودن
دخترای دهه هفتاد : به زوره آرایش خوشگل میشدن
دخترای دهه هشتاد : به زوره فتوشاپ خوشگل میشن
دخترای دهه نود : مهم اینه که پاک باشی خوشگلی ملاک نیست

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

عاااقا من حوصلم سر رفته !!
کیا هستند؟؟
هر کی هست بیاد راجع به:
رفتارهای ساختارگرایانه از رهیافتهای مدرن پوپولیستی در جوامع توسعه نیافته با رویکرد انتقادی مکتب فرانکفورت از دید روشنفکرهای بلشوویست و چپی های سیورال بحث کنیم

 ***  خندهتـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز

 

سلام من(فامیل دور) بعد از مدت ها پست گذاشتم تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز 

خوشحالید نه ؟

اینا از چیز هاییه که اعضاعمون تو انجمن گوگولی پلاس میذارن 

شما هم بیایید اونجا 

کمتر از 100 هزار نفر عضو داریم تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنز؛ 6 هزار تا البته ولی به هر جهت کمتر از صد هزار تاس دیگه  

از گوگل+

  • يكشنبه, ۲۰ مهر ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

یه پسر ۱۲ ساله پست گذاشته:
امروز دستِ عشقم را در دستِ دیگری دیدم…
از عشق متنفرم و دیگر عاشق نمیشوم :|
کسی میدونه دسته ی پلی استیشن این بچه کجاست ؟!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

یعنــــی پسـره رو اگــــه بازیـافـت کنـن
بـه صـورت دمپـایی به چـرخه طبیـعت برمیـگرده
بعـد تـو پروفایـلـش زده pm نده بلاک میـشی من ماله اونـم :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

طرف تو قسمت Work At پروفایلش نوشته
“مدیر دلداری مسافرهای جا مونده از پرواز در فرودگاه”
من برم با اسید کلریک یه دوش بگیرم با اجازتون :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

یارو رفتهلب ساحل1000تومن داده۳۰ثانیه سوار اسب شده ،

عکس انداخته گذاشته توی پروفایلش ،
زیرش نوشته “من عاشق سوارکاریم” :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

هیکل یارو شبیه نیمرخ چنگاله
بعد هر موقع میپرسی کجا بودی میگه باشگاه !

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

پسره نوشته بود :
جــای خــالی تــــورو اِنقـد بـــا چـشام آب میدم تا بـــــازکـنــارم ســبز بشــی..!
فکر کنم مخاطبش یونجه بوده! :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

مورد داشتیم طرف موقع سرخ کردن سیب زمینی حتی یه دونه شم نخورده :|
“برگرفته از کتاب پنگوئن ها پرواز می کنند”

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

مورد داشتیم طرف تو قسمت غذاهای مورد علاقه نوشته:
غذاهای نذری :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

مورد داشتیم دختره تو جمع فامیل گفته
یه مزاحم سیریش دارم دست از سرم برنمیداره
بعد پسر خالش گفته زر نزن فقط یه تک زنگ زدم شماره جدیدم بیفته ،
خودت ۴ روزه پیام میدی :|
دختره از اون به بعد دیگه مورد ایجاد نکرد !

بلاک میشی

  • يكشنبه, ۲۰ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ای مدیران که در این دنیایید

«یا از این بعد به دنیا آیید»

«این که خفته‌ست در این خاک منم»

از مدیرانِ قدیمِ وطنم!

یاد آن دورۀ بشکوه، به‌خیر!

 یاد آن لذّت انبوه، به‌خیر!

جان‌نثاران همگی دورم جمع

جمله پروانه و من همچون شمع

پاچه‌ام تا که کمی می‌خارید

پاچه‌خار از همه سو می‌بارید!

چونکه از زحمت امضا کردن

خسته می‌گشت مرا گاهی تن -

بود کاناپه و  بالش، حاضر!

شانه‌مالان(!) پی مالش، حاضر!

لیک طرحی دگر آورد  فلک

بخت ‌بد پای مرا کرد فلک

چون ورق نیز چو  بختم برگشت

داخل حجله عروسم نر گشت!

از مدیریت خود عزل شدم

مایۀ لودگی و هزل شدم

پاچه‌خاران همه دلسخت شدند

پاچه‌گیرِ منِ بدبخت شدند!

تو نپندار بسی  غم خوردم

صبح معزول شدم،شب مُردم!

پند گیرید از این قصّۀ من

گر توانید، نمیرید اصلاً!

حالیا غمزده توی گورم

سوژۀ طنز «سلیمان‌پور»م!

شده جانی که ندارم بر لب

پاچه‌خارم شده مور و عقرب

لیکن آن وسوسه و شور و شرم

به‌خدا هیچ نرفته ز سرم

گر چه این دخمه شده ماوایم

باز هم در طلب دنیایم

هر کجا پُستِ خوش و میزِ نکوست

مرده و زندۀ من طالب اوست!

 

قبر نوشته ی یک مدیر!!

  • يكشنبه, ۲۰ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

یه سری افراد هستن..

که اگه مزدوج بشن..

کلی آدم شکست عشقی میخورن

یکیش همین موسوی

یکیش معروف

اصن چرا راه دور بریم

ریا نباشه هااا

یکیش خود من

***

دوستام قرار شده با هم شریک بشن یه مرغ داری بزنن

امروز صبح فهمیدم؛ مسیج دادم که

خدا شاهده اگه شریکم نکنید میام دیوار به دیوارتون پرورش روباه میزنم 

***

شوهر چگونه موجودی است؟؟؟
.

.

.

.

.

.

.

.
شوهر فعلا موجود نیست!!!
بیخود دلتونو صابون نزنید

 

شوهر چگونه موجودی است؟؟؟

  • يكشنبه, ۲۰ مهر ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۷ نظر
نمایش تصویر

ز ولای مُرتضی دل را چراغان می کنیم
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم

عید سعید غدیر خم مبارک باد

ای اهل ولا هستی خود به کف بگیرید
عیدی خود از شهشنشه نجف بگیرید

عید سعید غدیر خم مبارک باد

در غدیر خــــــــم، بیا کامل شویم
«یاعلی» گوییم و صاحبدل شویم
«یاعلی» گوییم تــــــــا بالا شویم
قطره‌ها، ای قطره‌ها دریـــا شویم


عید "کامل شدن دین خدا" و "ولایت ولی مسلم خدا" بر همه مبارک

عید سعید غدیر خم مبارک باد

شکر لله که گدای در اوییم فقط ...
حیدر...

عید سعید غدیر خم مبارک باد

عیدتــــــــــــــــــون مبارک
و غمگینم به قدر شانه ی سنگین گاری ها
که ساکم را به سختی تا خیابان تو آوردند

و مسکینم به قدر آن گدایانی که در غربت...
فقط امید دارم از تو ای شـــــــــاه نجف لبخند

عید سعید غدیر خم مبارک باد

عید سعید غدیر خم مبارک باد

  • شنبه, ۱۹ مهر ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ینی میشه یه روزی بیاد وقتی مهمون داریم ،
بار اول که گفت : دیگه رفع زحمت کنیم
رفع زحمت کنه !؟

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

مرد: این لباسا چیه دوباره رفتی خریدی؟!
زن: آخه باز شیطون گولم زد گفت بهم میاد!
مرد: مگه نگفتم هروقت شیطون داشت گولت میزد بگو دور شو، دور شو
زن: گفتم، ولی میگفت از دور خیلی بیشتر بهت میاد …! :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

دختر همسایمون بس که از خونه بیرون نیومده روابط عمومیش ضعیفه!
یه بار آش نذری پخش میکردن اومد آیفونمونو زد گفتم کیه؟ گفت آشه!
بیچاره آیفون خونمون از شدت خنده اتصال کرد :lol:

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

پسره ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺑﺎ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺑﯿﻤﻪ ۹۰ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺧﺮج ﺩﺍﺭﻩ،
ﻧﯿﻤﺮﺧﺶ ﺷﺒﻴﻪ ﻭﺍﺷﺮ ﺳﺮﺳﻴﻠﻨﺪﺭ ﻭﺍﻧﺖ ﭘﻴﻜﺎﻧﻪ،
ﻫﯿﮑﻠﺶ ﻣﺜﻞ ﻣﺘﮑﺎ ﻟﻮﻟﻪ ﺍﯼ؛ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ پست ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ:
ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﻓﺮﻳﺒﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ
ﻗﻠﺐ ﺷﻜﻨﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎﺑﺪ،
آﻧﻮﻗﺖ ﻇﺎﻫﺮ ﺯﻳﺒﺎﻳﻢ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﮔﺎﻣﻬﺎﻳﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻳﺨﺖ…
ﻳﻌﻨﻰ ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻤﺎاااا ﺑﺎ ﻣﮕﺲ ﻛﺶ ﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﻳﻴﻞ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

دیگه شورشو در آوردن
اول میگفتن mersi
بعد شد merc
بعد شد mer۳۰
بعد شد mer۲۰+۱۰
دیروز یکی برام پیغام فرستاده ۱۰-۱۵+{۲\ (mer{ (۱۰+۴۰
فکر کنم ۲ سال دیگه معادله ۶ مجهولی و انتگرال میفرستن!
خب بگو ممنون چه کاریه عاخه :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

حالا big like رو میشه قبول کرد
nice pic رو هم میشه یه جورایی پذیرفت
اما nice like رو کجای دلم بذارم ؟! 8O

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

پسره ۱۵ ساله نوشته یک ماه و نیمه کسی عاشقانه بوسم نکرده !
من آخرین بوسم ماله ۲ سالگیم بود داییم ماچم کرد
بعدم پرتم کرد هوا یادش رفت منو بگیره :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

یه دختره هس تو دوران کودکی هم محله ایمون بود!
الان جوری خودشو میگیره انگار کیه ،
یادش رفته بچه بود هر وقت ماکارونی داشتن ،
می دوید تو کوچه میگفت : ما امشب برنج دراز داریم  :|

ینی میشه؟!

  • جمعه, ۱۸ مهر ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۴ نظر
نمایش تصویر

ولادت با سعادت دهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت 

 آقا علی بن محمد ، امام هادی علیه السلام

 بر عموم شیعیان و دوستداران و پیروان آن حضرت مبارکباد .

★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★

قالَ الإمامُ علی بن محمد النقی الهادی (علیه السلام) :
العُقُوقُ یُعَقِّب القِلَّة ویُؤدِّی إِلی الذِّلَّة.[مسند الامام الهادی ، ص 303]


فرمود: نارضایتی پدر و مادر ، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند.

★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★

السلام علیک یا علی بن محمد ایهاالهادی النقی علیه السلام

★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★

ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمد بشارت ای محبان، امام هادی آمد

کجایی یابن زهرا بده عیدی ما را که روح عشق و ایمان امام هادی آمد

★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★

السلام علیک یا علی بن محمد ایهاالهادی النقی علیه السلام

★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★★·.·´¯`·.·★

باران نور، شدت گرفته است، «مدینه» خیره مانده است.

طنین شوقناک ملائک، آسمان را لبریز کرده است.

دهمین چراغ روشن هدایت آمده است؛ بلند و پایدار، ایستاده بر پیشانی جبروت؛

آن‏چنان استوار که زانوان عصیان دشمنان را در هم فرو ریخته است.

» دلتنگی هاتون رو به آقا بگید"نظر آزاد" «

السلام علیک یا علی بن محمد ایها الهادی النقی علیه السلام

  • جمعه, ۱۸ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

از این به بعد دخترا یه بهونه جدید واسه قهر کردن و نه گفتن پیدا کردن

تو منو واسه کسری خدمت میخوای!!! 

 

 

 *****

 

 

 

انگشتی براش نمانده بود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پـسری که عاشق دختـــری شد که 4000 تا پست داشت!!!! 

 

***** 

 

بعضی پسراهم هستن:

مستـی با هستـی...

شکـار با نگـار....

نهـار با بهـار...

شمـال با نهـال...

دریـا با رویـا...

ویـلا با ژیـلا...

ماشیـن با نوشیـن...

خریـد با مهشیـد...

بازم میگن ما تنهـاییــــم!! 

 

****

میدونستید علاوه بر gf و bf

zf هم اومده؟

میشه zapas friend

مواظب باشید دوستان 

********

ﺩﺧﺘﺮﻩ به ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕه:ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻦ !

پسره ﻣﯿﮕﻪ : 28 ﺳﺎﻟﻤﻪ ! ﭘﺰﺷﮑﻢ، ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ، ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ لکسوس

ﻣﺸﮑﯿﻪ ! ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ،ﺗﮏ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ !

و ﺷﻤﺎ ؟

دختره میگه:به ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ،ﻫﻤﺴﺮﺕ

انگشتی برایش نمانده بود

  • پنجشنبه, ۱۷ مهر ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

مــــن اگـــه یـــــه نفـــــر دیگــه بودمـــو ، خــــودمــو می دیـــدم
عـــــاشقــــش می شــــدم بی شـــــک !
ولی شمــــاهـــــا انــــگار نـــه انگــــــار !
خجــــالت نمی کشیــــد واقعــــاً  !؟ :|

جـــــــــــــــــــــــیگرم :)

  • پنجشنبه, ۱۷ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

یه زن وشوهر تایلندی در 46ساعت و24دقیقه 

لب گرفتن

تونستن تو کتاب گینس رکورد بزنن

.

.

.

.

.

کی حاضره باهم رکوردشو بشکنیم؟؟؟

خدا شاهده فقط برا رکوردو حس میهن پرستیه

که پرچم مقدس ایران کشورمون بره بالا

وگرنه ملت میدونن

من حتی یه رکعت نمازمم قضا نشده

وطنم

پاره ی تنم ، ای زادگاه میهنم

برخاک تو بوسه می زنم

ایــــــــــــــــــــــــــــــران !!! 

کی حاضره باهم رکوردشو بشکنیم؟؟؟

  • چهارشنبه, ۱۶ مهر ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

یکی از ویژگی های عجیب دخترا :
وقتی عصبانی میشه به مدت ۴ ساعت با سرعت نور حرف میزنه !
آخر سر پاشو میندازه رو اون یکی پاشو میگه :
دهنمو باز نکن ،
بزار ساکت بمونم بهتره :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

داشتم سه راهی اتاقمو تعمیر میکردم … یه هو برقم گرفت !
به بابام گفتم …
میگه: حالا پول برقمون زیاد نیاد !
من :(
بابام :?
بابابرقی :D

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

یکی از رفقا رفته خارج
برام سوغاتی لباس زیر ۴۰ دلاری آورده!
موندم میخوام برم عروسی، رو شلوار بپوشمش یا زیر :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

۱۰ سال دیگه سوال امتحان تاریخ سوم دبیرستان
خواستگاران که بودند و چه کردند و چرا منقرض شدند ؟! :D

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

این آقایون محترم همچین میگن دخترای امروزی آشپزی بلد نیستن
خونه داری بلد نیستن که یکی ندونه انگار خودشون مثل مردای قدیم
میرن از صبح کار میکنن تا بوق سگ
بابا شماها رو که باید با بیل ساعت ۱۲ ظهر از زیر پتو بیرون آورد!

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

مورد داشتیم پسره به دختره گفت عزیزم من دیگه شارژ ندارم خداحافظ
بعد دختره واسش یه شارژ ۲۰ هزار تومنی فرستاده گفته بیا عشقم
برگرفته از رمان خفاش ها ماکارانی می خورند :|

تـــوفانی:) جوک و اس ام اس و مطالب طنزبرای مشاهده کلیک کنید

یک سئوالی داشتم
مامان شما هم از قسمت فر اجاق گاز به جای انباری استفاده می کنه؟!

دهن منو باز نکن:|

  • چهارشنبه, ۱۶ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

2196435b4b47fbc93687794f7cece297-425

عفیـف که باشـی همـه جـا عفیــفی !

چه در مسجـد !

چه در سواحــل شمــال ...

عفیـف که باشـی ...

  • سه شنبه, ۱۵ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

+ 5
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گربه میگه میومیو من گربه ای باهوشم...!
همش دنبال موشم٬ ملوس و بازیگوشم...!
.
.
.
آخه ماموت با این سن وهیکلت 5+ میخونی؟؟؟!
خجالت نمیکشی؟ شرم نمیکنی؟ بزنم دکورت عوض شه؟؟!
سن کلاغ و داری میای 5+ میخونی؟؟!
دیگه نسلت داره منقرض میشه زود ازجلوی چشمام خفه شو!!!!!

***

تنها افتخارم تو زندگی روند کردن تعداد لایکاست. :D
نمیدونم چرا همیشه من باید این افتخار نصیبم بشه؟ آیا جهان با من کامل میشود یا برعکس؟ 
.
.
صلوات...!

***

تو اتوبان داشتم با 160 تا سرعت میرفتم،کنترل نامحسوس ناغافل خفتم کرد،زدم کنار.طرف گفت:کارت ماشین،گواهینامه...مدارک رو بهش دادم.گفت:این گواهینامته؟؟؟؟ 
گفتم:پـــــــ نــــــ پــــــــ ..... این علامت حاکم بزرگ می تی کمانه،احترام هم نمیخواد بزاری،فقط جان هرکی دوسش داری مارو بیخیال شو!
یه لبخند ناجور زد گفت:این که اعتبارش تموم شده،تمدیدش نکردی؟نه؟
گفتم:چی؟گواهینامه رو میگی؟
گفت:پـــــــ نــــــــ پــــــــ .... علامت مخصوص حاکم بزرگ رو میگم،حاکم بزرگ زیرشو مهر نکرده!
جناب سروان بشینید کناره آقای می تی کمان،ماشین رو ببرید پارکینگ!!!!!

+ 5

  • دوشنبه, ۱۴ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

ای کاش مرا به قلب تو ACCESS بود

یا  پیشنهاد  من،  جوابش  YES  بود

عمرم!  "نه"  ی تو برای قلبم مثل...

یک   ترمز   ضد   قفل   ABS   بود!!

عاشقانه ای تحت لیسانس...

  • دوشنبه, ۱۴ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۵ نظر
نمایش تصویر

دوباره چارتا برگ از درخت افتاد
.
.
.
ناله های عاشقانه شروع شد!!!!

***

مرد: این لباسا چیه دوباره رفتی خریدی؟!

زن: آخ باز شیطون گولم زد گفت بهم میاد

مرد: مگه نگفتم هروقت شیطون داشت گولت میزد بگو دور شو، دور شو

زن: گفتم، ولی میگفت از دور خیلی بیشتر بهت میاد …! :|

***

مراحل روشنفکری در اروپا :

1. تحصیلات عالیه
2. مدارک معتبر
3. مطالعات گسترده
4. مطلاعات عمومی بسیار بالا
5. جامعه شناسی
6. نوشتن مقاله
7. نوشتن کتاب
8. نظریه های تایید شده
9. سفر به نقاط مختلف دنیا
10. شخصیت و انسانیت بالا


مراحل روشنفکری در ایران :

1. قهر کردن با ننه
2. مخالفت با دین و مذهب
3. خواندن جملاتی چند از نیچه و میچه
4. حمایت از همجنسبازان
5. موزیک خارجی گوش کردن
6. درک کردن تمام چرت گویان دنیا
7. طلاق گرفتن
8. بی غیرتی

غیر از اینه بگید 

مراحل روشنفکری

  • يكشنبه, ۱۳ مهر ۹۳
  • صادق ایزانلو
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

در کنار خطوط سیمِ پیام
تویِ خارج دو کاج روییدند!
سالیان دراز رهگذران
آن دو تا کاج را نمی‌دیدند

آن دو تا کاج را نمی‌دیدند
چون‌که اصلا نبود رهگذری!
باشگاه خبرنگاران گفت:
که نداریم از آن دو تا خبری!

روزی از روزهای تابستان
که هوا خوب و آفتابی بود
کاج مثل همیشه سرسبز و
آسمان اتفاقاً آبی بود!

یکی از آن خبرنگاران گفت
توی خارج که سیم نیست عزیز
انتقال پیام بی‌سیم است
می‌رسد مستقیم، بیست، تمیز!

از همان روز تا همین امروز
بارها کرده‌ایم استعلام
راست گفت آن خبرنگار به ما
توی خارج نبود سیم پیام

توی خارج که نیست سیم پیام
پس ندارند کاج هم قطعاً!
پس ندارند سیم‌بانان، شغل
قدرت ازدواج هم قطعاً!

ما که هستیم خارجِ خارج!
کار و یار مناسبی داریم
دور هم شعر طنز می‌خوانیم
دور هم چند خط سرِ کاریم!

 

دو کاج2

  • يكشنبه, ۱۳ مهر ۹۳
  • کلاه قرمزی :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

آپلود عکس

بدون شرح

  • يكشنبه, ۱۳ مهر ۹۳
  • پسرخاله :)
  • ۵ نظر
نمایش تصویر

عید سعید قربان

از دیشب در آغل باز بود الانم بازه !

خودت میدونی ، میتونی فرار کنی !

وگرنه ….!

عید قربان مبارک

 

ادامه مطلب مملو از اس ام اس های سرکاری تبریک عید قربان

 

عید قربان مبارک باد