داستان آخر شب"مجراهای آغوی همساده سطل آب جوش"

مجری: آقای همساده چرا اینجوری شدین!؟ سوختین!؟
همساده: آقو این دیو شما گفت در راستای کمک به بیماران ALS یه سطل آب جوش بریزیم رو خودمون
مجری: منظورش آب یخ بود!
همساده: واقعاٌ خیلی قشنگ تر میشد اگه شفاف سازی میکرد!
مجری: خب چرا نرفتین بیمارستان!؟
همساده: رفتیم،جریان رو براشو تعریف کردیم در حالی که به شدت منتظر بودیم ازمون تقدیر شه مارو بخاطر هدر دادن آب گرفتن به حد مرگ زدن بعدم عین سگ از بیمارستان انداختن بیرون!

  • دوشنبه ۳ شهریور ۹۳
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By 2funny Powered by didestan