در کنار خطوط سیمِ پیام
تویِ خارج دو کاج روییدند!
سالیان دراز رهگذران
آن دو تا کاج را نمی‌دیدند

آن دو تا کاج را نمی‌دیدند
چون‌که اصلا نبود رهگذری!
باشگاه خبرنگاران گفت:
که نداریم از آن دو تا خبری!

روزی از روزهای تابستان
که هوا خوب و آفتابی بود
کاج مثل همیشه سرسبز و
آسمان اتفاقاً آبی بود!

یکی از آن خبرنگاران گفت
توی خارج که سیم نیست عزیز
انتقال پیام بی‌سیم است
می‌رسد مستقیم، بیست، تمیز!

از همان روز تا همین امروز
بارها کرده‌ایم استعلام
راست گفت آن خبرنگار به ما
توی خارج نبود سیم پیام

توی خارج که نیست سیم پیام
پس ندارند کاج هم قطعاً!
پس ندارند سیم‌بانان، شغل
قدرت ازدواج هم قطعاً!

ما که هستیم خارجِ خارج!
کار و یار مناسبی داریم
دور هم شعر طنز می‌خوانیم
دور هم چند خط سرِ کاریم!