بنده دقت کرده‌ام بر رادیو
تا ببینم چیست آخر رادیو

هست معمولا مکعب مستطیل
نیست معمولا مدور رادیو

نیست یک چیز محدب رادیو
نیست یک چیز مقعر رادیو

هست یک اعجوبه‌ی پر سر صدا
گوش را گاهی کند کر رادیو

گرچه پیدا نیست تصویری در آن
چشم را گاهی کند تر رادیو

ساخته در عین بی تصویری‌اش
سرنوشتم را مصور رادیو!

هر کسی را شد مقدر کاری و 
شد برای ما مقدر رادیو

«آن‌یکی شیر است اندر بادیه»
این‌یکی شیر است اندر رادیو!

خواب یوسف شش‌برابر گشت و خورد
سی-چهل‌تا گاو لاغر رادیو!

کار اگر می‌کرد دکتر* می‌نوشت
اینچنین بود ای برادر رادیو!

پول کاری را که کردی مهرماه
می‌دهد در ماه آذر رادیو

ده‌برابر پول اگر در TV است
عشق دارد صدبرابر رادیو!

«لیس للانسان الی ما سعی»
در همه عالم به‌جز در رادیو!

شک ندارم حال و روزش دیدنی‌است
روی پل در روز محشر رادیو

گرچه اینجوری‌است وضع رادیو
در نیاید از عزیزان
audio!

من نمی‌خواهم که حتی لحظه‌ای
خاطرش گردد مکدر رادیو

هرچه گفتم بود شوخی غیر از این
حرف من در بیت آخر رادیو:

آفرین! احسنت! مرسی! تنکیو!
مرحبا! الله‌اکبر رادیو!