می گویمت پسر جان یک صحبت حمیده
اندرزی از سر لطف از شخص دوره دیده
پیداست از صدایت داری بزرگ میشی!
خطی سیاه کم کم روی لبت سُریده
می خواهی از من البت! یک چند روز دیگر
تا گیرم از برایت یک دختر رسیده
پس گوش کن به حرفام!مانند بچه آدم
کی بین حرف باباش! با دم پایی پریده؟
باید زن تو باشد دارای این دو خصلت
بابای رو به موت و مادرکمی لهیده
از دکتران بپرسی آیا اجل برای
بابا و مادر او خط ونشان کشیده؟
البته در حساب بانکی والدینش
باید یقین بدانی پولی خفن کپیده
باید بدانی آیا بابا برای دختر
ویلا و پنت هاووس و یک پاجیرو خریده؟
تک دختری بدون خواهر و یا برادر
از خانواده ی خود البته دل بریده
شوهر ذلیل و بی رگ مانند سیب زمینی
مانند بره ای رام نه دختری دریده
باید یقین کنی که آن جنس فابریک است
یا اینکه یک بز گر قبلاً در آن چریده
گر بود مادرش هم لال از زبان چه بهتر
آیا ز گنگ گاهی کس حرف بد شنیده؟
گر بیسواد هم بود البته مشکلی نیست
در بحث ثروت و علم ،ثروت بود گزُیده
مهریه اش اگرشد ده سکه مشکلی نیست
ایثار را خداوند در ذاتم آفریده
البته مهریه را کی داده؟ کی گرفته؟
هرکس که داده لابد چـِل بوده یا خـُلیده
از خوشگلی زن تو باید بـُود جنیفر
اسمش به جای لوپز مهرانه یا سپیده
گفتا پسر به «جاوید»، بابای مهربانم
پندت سوالکی را در ذهن من کشیده
لالایی ات اگر چه زیبا و دلنواز است
اما گمان کنم خواب از چشم تو رمیده
چون در وجود مادر از آن چه حسُن گفتی
آخر کسی به قدر یک ابسیلـُن ندیده