نماز نمی خوانی

زنی صیحه زنان و دیوانه وار خدمت پیغمبر (ص) آمد و گفت
یا رسول الله ، اصحاب بروند کار خصوصی با شما دارم.
اصحاب رفتند ، آن زن خدمت پیغمبر(ص) نشست، و گفت : یا رسول الله گناهی بزرگی مرتکب شده ام .
پیغمبر ( ص ) فرمود : رحمت خدا بزرگتر از گناه تو است و با توبه گناه آمرزیده می شود ،حال بگو گناهت چیست ؟
زن گفت : یا رسول الله ، من شوهر دارم ، زنا دادم و آبستن شدم ، بچه به دنیا آمد ، او را در خمره سرکه خفه کردم ، و سرکه های نجس را به مردم فروختم .
پیامبر ( ص ) خیلی ناراحت شد ، و فرمود : می خواهی به تو بگویم چرا به درون این چاه گمراهی افتادی ؟
گمان می کنم نماز نمی خوانی و رابطه ات با خدا قطع
شده و دچار این فلاکت شده ای !

  • سه شنبه ۱۳ خرداد ۹۳
ابورقیه
سلام برادر من این داستان پیغمبرتون فوق العاده اشتباس...مگه مسیحی بود پیامبراکرم که از طرف اعتراف بگیرن؟؟؟!!!!   بخدا پیغمبر دنبال پرسیدن گناه مردم نبود...حذفش کن ممنون...از طرف یک بازدید کننده ی همیشگیه تو
سلام خدمت شما بازدیدکننده گرامی
دوباره مطلب و خوندم خود اون خانم به پیغمبر ( ص ) مراجعه کردند برای رفع مشکلشون
اما هرچه تو اینترنت گشتم مبع موثق و صحیحی برای این روایت پیدا نکردم
بنا بر احتیاط حذفش میکنم
ممنون ما رو مطلع کردید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By 2funny Powered by didestan