کلاس اول ابتدایی بودم

کلاس اول ابتدایی بودم تو حیاط مدرسه داشتم سیب میخوردم ، بعد زنگ تفریح ناظم اومد سر کلاسمون و منو اورد جلوی بچه ها و گفت بچه ها امروز نیما یه کار خیلی خوب کرد و سیبی که یه گاز زده بود رو دور ننداخت و توی پلاستیک گذاشت تا بقیشو بعدا بخوره... بعد به من گفت نیما حالا اون پلاستیکی که سیبو توش گذاشتی از جیبت بیار بیرون تا همه بچه ها ببینن و یاد بگیرن . من : آقا نمیشه! ناظم: چرا نمیشه؟ من : آخه سیبو گذاشتم توی پلاستیکش و باهم انداختم دور !!!


  • دوشنبه ۷ اسفند ۹۱
roya
خداخیرت بده مردم از خنده

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By 2funny Powered by didestan