.: شرکت مادر تخصصی جوک ،اس ام اس ،سرگرمی ،عکس و مطالب طنز :.

۱۴۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «توفانی از خنده» ثبت شده است

  • پنجشنبه, ۳۰ مرداد ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

عکس های خنده دار, ترول های جدید

100میلیون تومن

  • يكشنبه, ۲۶ مرداد ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

عکس های خنده دار, ترول های جدید

داماد

  • شنبه, ۲۵ مرداد ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

عکس های خنده دار, ترول های جدید

ناهار چی داریم؟!

  • سه شنبه, ۱۳ خرداد ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۷ نظر
نمایش تصویر

طرز درس خوندن دهه60ها

  • يكشنبه, ۱۱ خرداد ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

قیافه پسرا بعد از یه دست ناهار و قلیون مشتی!!

.

Inline image 2

قیافه ی پسرا

  • چهارشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

حاج خانم سبیل الملوک!

 

.

Inline image 24

اولی: روز خوبیه!

دومی: اوهوم!

.
Inline image 25

سبیل الملوک

  • دوشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۱۳ نظر
نمایش تصویر

دوستان از حیاط خونمون عکس گرفتم و گذاشتم ادامه مطلب

هر کی خواست بره ببینه

+البته نمی خواستم ریا بشه

 

حیاط خونمون

  • يكشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

واکنش جالب فرانک ریبری (مسلمان)نسبت به نوشیدن آبجو

.

Inline image 15

واکنش جالب

  • سه شنبه, ۹ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۴ نظر
نمایش تصویر

واااااااای چقدر می چسبه…
هسته هم نداره چه بهتر!

Inline image 10

هسته نداره

  • دوشنبه, ۸ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

نکته رو گرفتی؟

  • چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ماجراهای جالب آقوی همساده, مطالب طنز, ماجراهای آقای همسایه

 

ماجراهای جالب آقوی همساده : “عشق و عاشقی دوران کودکی!”
آقو ما یه سالمون که بود عاشق دختر همسایه بودیم،اونم عاشق ما بود…تا اینکه یه روز یه نی نی جدید اومد تو کوچه مون و عشق ما دو روز بعد مارو بخاطرش ول کرد! روزی که داشت میرفت بهش گفتم “عزیزم تو تمام زندگی منی،من تک تک نفسهامو به بهونه وجود تو میکشم،تویی دلیل زنده بودنم”…آقو برگشت گفت “میدونم..ولی کامبیز پوشک خارجی میبنده”…ها ها ها ها ها…

 

بله ما اولین شکست عشقی رو در سن یک سالگی تجربه کردیم! ینی چنان از درون خورد شدیم که نگو…له له شدیم!

ماجراهای جالب آقوی همساده"عشق و عاشقی دوران کودکی"

  • چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

یه کیبرد جدید خریدم ولی زیاد باهاش

حال نمیکنم

خیلی نرمه آدم حس تایپش نمیگیره

کیبردی که شق شق صدا نده کیبرد نیست!

***

به زنه میگن چند درصد دعاهات مستجاب میشه؟

میگه فقط 50%

میگن از کجا فهمیدی؟

میگه از خدا خواستم شوهرم خرپول باشه

خر هست اما پول نداره :D

***

شماها هم دقت کردین وقتی

کنار کتری وایستادین آب دیر تر جوش میاد!!! :|

***

خداکنه تا بیتشتر از 9سال دیگه زنده بمونیم

و بریم تو سال 1400

بعد هی بگیم:شماها یادتون نمیادما صده سیصدیا...

خیلی فاز میده،حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده!!! :D

***

یکی از فانتزیام اینه که تو یه جایه خلوت

گوشیم زنگ بخوره

بعد بگم: آره آره

فقط حواستون باشه زنده میخوامش :D

***

وقتی دلم میگیره میرم سراغ پیانوم

بعد میبینم که عهههه پیانو ندارم

برمیگردم رو میز ضرب میزنم :D

***

بعضیا هم هستن که به هرکی میرسن

میگن: تو نیمه گمشده ی من هستی که دنبالت میگشتم...

خب لامصب مگه نیمه ی گمشده ی تو به چند قسمت مساوی

تو جهان تقسیم شده هردفعه یکیشو پیدا میکنی؟!!!  :|

***

باران باشد

تو باشی

یک خیابان بی انتها

من میرم خونه چون مریض میشم...! :D

اصن من از آمپول میترسم !!! :D

***

دختر عمه ام اومده خونمون

در رابطه با تهیه کننده مستندهای 

نشنال ژئوگرافیک صحبت می کرد!!  :|

من تا15 سالگی جلوی پنکه 

صدای اورانگوتان از خودم در میاوردم!  :|

والااااااااااا

بچه نیستن که گودزیلا هستن اینا !!!!!

باران

  • سه شنبه, ۲ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ماجراهای جالب آقوی همساده, مطالب طنز, ماجراهای آقای همسایه

 

ماجراهای جالب آقوی همساده : “فرار از زندان !”
آقو ما یه بار تو یکی از زندان های آمریکا بودیم…یه پسریم اوجا بود بهش میگفتن مایکل…آقو ای پسرو نقشه زندانو رو تنش خالکوبی کرده بود میگفت من شمارو فراری میدم…گفتیم خب خدارو شکر بالاخره در میریم آقو از شانس ما شب قبل فرار ای پسرو آبله مرغون گرفت همه تنش پر جوش شد نقشه ی رو تنش قاطی پاطی شد از تو زندان تونل زدیم از وسط کاخ سفید سر در آوردیم!

 

ها ها ها…ینی چنان ضایع شدیما… 400 سال دیگه حبس واسمون بریدن…36بارم به اعدام محکوم شدیم!

ماجرا های جالب آقوی همساده"فرار از زندان"

  • سه شنبه, ۲ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۱ نظر
نمایش تصویر
*قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن الان برای اینه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن.
*بابام حسرت زمان باباش را میخورد ... منم حسرت زمان بابام ... اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره ... همچین با پشت دست میزنم تو دهنش، که نفهمه از کجا خورده.
 
*ﺍُﺩﮐﻠﻦ 200 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﺰﻧﯽ 3 ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﻮﺵ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ!!! ﺳﯿ ﮕﺎﺭ 200 ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﺗﺎ 3 ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺵ ﻣ ﯿ ﻤﻮﻧﻪ.
  
*اونایى که معتقدن کسى که رفته بر میگرده 99% کفتر بازن.
  
*به سلامتی‌ اونایی که تا میان دخالت کنن همه بهشون میگن تو یکی‌ دیگه خفه شو !
*ﺩﻗﺖ ﻛﺮﺩﻳﻦ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﺑﺪﻧﻴﺎ ﻣﻴﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻊ ﻣﻴﺸﻦ میگن ﭼﻪ  ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ , ﻟﺒﺎﺷﻮ ﭼﻪ  ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎ ﺧﺒﺮﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻲ ﻳﺎﺩ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻴﻔﺘﻦ؟ ﻭﻗﺘﻲ ﭘﻮﺷﻚ ﺑﭽﻪ رو ﺑﺎﺯ میکنن ﻣﻴﮕﻦ ﺍﻱ* * ﺑﺎﺑﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﻳﺪه.
* لاک پشت‌ها هم عاشق میشن ولی‌ خوبیش اینه که عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه.

مراسم خواستگاری

  • سه شنبه, ۲ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

شماره های توی گوشیم ٩٩٪ بیخودنا…
حالا کافیه یکیو پاک کنم…
فرداش مرگ و زندگیم دست همون یه نفر میفته :|


***


ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ “ﺧﻮﺵ ﺑﮕﺬﺭﻩ” ﯾﻌﻨﯽ ایشاله ﺑﺮﯼ ﺯﯾﺮ ﺗﺮﯾﻠﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ !

***


لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟
گفت: از بی ادبان
گفتند: قبل از اینکه ادب بیاموزی از کجا تشخیص دادی اونا بی ادبن؟
گفت: خب دیگه خفه شین ! :lol:


***


تو میوه فروشی دیدم نوشته بود :
” شلیل مجلسی” ! مگه شلیل اسپرت هم داریم…؟!


***


مــــن اگـــه یـــــه نفـــــر دیگــه بودمـــو ، خــــودمــو می دیـــدم
عـــــاشقــــش می شــــدم بی شـــــک !
ولی شمــــاهـــــا انــــگار نـــه انگــــــار !
خجــــالت نمی کشیــــد واقعــــاً  !؟ :|


***


یکی از فانتزیام اینه که خواهرم اسمش سحر باشه ،
توی ماه رمضون صداش کنیم :
سحر ، سحره تا سحره پاشو سحری بخور سحر ! :D


***


ﻫﺮﮐﯽ ﺗﻮﻧﺴﺖ ۳ ﺑﺎﺭ تند ﺑﮕﻪ:
“ﭼﻪ ﮊﺳﺖ ﺯﺷﺘﯽ”

خب دیگه خفه شین!

  • دوشنبه, ۱ ارديبهشت ۹۳
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ماجراهای جالب آقوی همساده :

 

آقو ما یه بار یه حلقه ای تو خیابون پیدا کردیم،یه رفیقی داریم صداش میکنیم “گندولف”،ای حلقهو رو بردیم پیشش گفتیم کاکو ای چیه!؟ گفت ای ارباب حلقه هاس،بکنیش تو دستت غیب میشی!گفتیم کاکو ای خرافات چیه باور میکنی رفتیم بهش ثابت کنیم حلقه رو کردیم تو دستمون غیب شدیم! آقو تا ما غیب شدیم مسئولین رفتن اسم مارو از تو لیست آماری مملکت حذف کردن،نمودار رشد جمعیت سقوط کرد،بالانس عرضه و تقاضا تو بازار بهم خورد اقتصاد مملکت 256% افت کرد!ها ها ها….ینی داغون شدا له له شد!گفتیم ها الآن ای حلقهو رو از تو دستمون در میاریم همه چی روبراه میشه ما میشیم قهرمان ملی،آقو ای حلقهو رو در آوردیم ظاهر نشدیم!روشو نیگا کردیم دیدیم نوشته MADE IN CHINA!ها ها ها….ما الآن 3ساله نیستیم هیشکی اهمیت نمیده!

ماجراهای جالب آقوی همساده"ارباب حلقه ها"

  • پنجشنبه, ۲۴ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خلاقیت دخترا قشنگتره یا پسرا؟! :) 


Inline image 16

کدوم قشنگ تره؟

  • چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

Inline image 26

کلینیک زیبایی دکتر عمه زا

  • يكشنبه, ۱۳ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

آقو ما چند سال پیش سلمونی نشسته بودیم یهو رادیو گفت:نرخ تمامی اصناف 3برابر شد به جز آرایشگاه ها و پیرایشگاه ها!آقو ای آرایشگر ما تا اینو شنید عصبی شد قیچیشو کرد تو گوش ما!ها ها ها....پرده گوش مارو پاره کرد آفتاب خورد به مغزمون،مغزمون فاسد شد!داغون شدا له له شد...من الآن از پسرعمه زا هم کمتر میفهمم!تو رنکینگ IQ فقط دو پله بالاتر از جلبکم!آقو اومدیم خونه بچمون ازمون پرسید Sin 45 ضربدر tan 90 ما رفتیم تو کما!ها ها ها...13سال تو کما بودیم!.....ینی داغونما!

ماجراهای جالب آقوی همساده"سلمونی"

  • شنبه, ۱۲ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

آقو ما یه رفتیم بانک یارانمونو بگیریم…

طرف گفت دیگه به شما یارانه تعلق نمیگیره!

گفتیم چرا؟گفت چون شما ۲۱ روزه که مردی!!!!

آقو مارو به زور بردن پزشکی قانونی زنده زنده کالبد شکافیمون کردن!

گفتن مرگش مشکوک بوده پلیس اومد ۲ ماه و نیم تحقیق کرد

آخرش گفت تنها مظنون ماجرا خود ماییم!مارو بردن دادگاه…

گفتیم خدارو شکر اولیای دم خونواده خودمونن مارو میبخشن…

آقو وسط دادگاه خونوادمونو جو گرفت

از قاضی اشد مجازات رو خواستار شدن!!…ها ها ها…

قراره پس فردا اعداممون کنن!…

همش به خاطر ۴۰تومن یارانه ایجور داغون شدیم!

 

S A L I  J O O N

 

ماجراهای حالب آقوی همساده"یارانه"

  • شنبه, ۱۲ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۲ نظر
نمایش تصویر

ماجراهای جالب آقوی همساده : "داستان زندگی در کتاب فارسی !"

آقو دو روز پیش آموزش و پرورش تصمیم گرفت داستان زندگی مارو بذاره تو کتاب فارسی!ما هم با داستانهای ای کتاب قاطی شدیم…همو روز اول گفتیم بریم خونه کوکب خانوم بخور بخور…آقو ای کوکب خانوم همه پولاشو داده بود پرادو دو در خریده بود هیچی غذا تو خونه نداشت!مهمونا هم گرسنگی بهشون فشار آورد ریختن سر ما مارو تا حد مرگ زدن!ها ها ها…از زدن ما که خسته شدن گفتن باید بری تو چنگل دنبال حسنک بگردی…وسط جنگل که بودیم دیدیم گله چوپان دروغگو اوجاس…روانی پیر چشمی گرفته بود تا ما رو دید داد زد:گرگ!گرگ!گفتیم خدارو شکر سابقش خرابه هیشکی به حرفاش گوش نمیده نگو دو سال بود توبه کرده بود شده بود معتمد روستا!آقو یهو 2000نفر با چوب و چماق ریختن سر ما…بعد از نیم ساعت به زور خودمونو نجات دادیم داشتیم بر میگشتیم دیدیم کوه ریزش کرده رو ریل قطار قطارم داره میاد خبری هم از دهقان فداکار نیس گفتیم ها الآن ای لباسو رو آتیش میزنیم نجاتشون میدیم معروف میشیم…آقو لباسمونو آتیش زدیم راننده مارو دید قطارو وایسوند…ای مسافرا پیاده شدن داشتن میومدن از ما تشکر کنن که نوک آتیش گرفت به ساک یکی از ای مسافرا…از شانس ما طرف قاچاقچی دینامیت بود!آقو کل ناحیه منفجر شد 800تا کشته و زخمی داشت ای حادثه…400میلیون دیه باید بدیم!ها ها ها…تازه فردا قراره بریم پیش”آن مرد که داس دارد!!!”واسم دعا کنین !

ماجراهای جالب آقوی همساده"داستان زندگی در کتاب فارسی"

  • چهارشنبه, ۹ بهمن ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ترول های خنده دار, ترول جدید خنده دار

یه فیلم ترسناک

  • يكشنبه, ۶ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۹ نظر
نمایش تصویر

سلام دیدم عکس دهه هفتادی و شصتی و پنجاهی گذاشتیم

گفتم فقط دهه هشتادی کمه

دهه هشتادی ها برای یادآوری خاطرات به ادامه بروید

راستی ممکنه به زودی دهه نودی هم گذاشته شود

یاد دهه هشتادی ها

  • يكشنبه, ۶ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دختره پست گذاشته :

هر پسری وارد زندگیم میشه اونی نیست که میخوام!
یه پسره زیرش کامنت گذاشته:
درد تو خوبه، من هر دختری رو تو خیابونم میبینم؛
لامصب همونیه که میخوام!!

خندهخندهخندهخندهخنده
شسیکی از آپشنایی که پسرا دارند اینه که :

 شکست عشقی می خورند در حد خود کشی …
ولی باز هر دختر خوشکلی رو می بینن میگن :
جووووووووووووووووووووون ن ن ن ن !!!!

خندهخندهخندهخندهخنده

برنامه بازی با نیجریه اینطوریه که هر وقت تیمشون نزدیک دروازه ایران شد،

کروش یک لقمه نون و پنیر پرت می کنه سمت خط دفاعیشون و همه برمی گردند

:| :|:|
خندهخندهخندهخندهخنده
اگر کله پاچه یه غذای ایتالیایی بود

اسمش کال پاچینو بود خوردنش خیلی هم کلاس داشت
خندهخندهخندهخندهخنده
ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﻥ

ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮ ﺳﺎﺑﻖ ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮ ﺟﺪﻳﺪﺷﻮﻥ

ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮ ﺟﺪﻳﺪ ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮ ﺳﺎﺑﻘﺸﻮﻥ ..

جووووووووووووووووووون

  • شنبه, ۵ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ماجراهای جالب آقوی همساده : "باغ وحش !"




ماجراهای جالب آقوی همساده : “باغ وحش !”

آقو ما یه روز رفتیم باغ وحش داشتیم به حیوونا نیگا میکردیم یهو یه بچه چشمش به ما خورد برگشت به باباش گفت:این میمونه چرا تو قفس نیس؟ یهو 6نفر ریختن سرمون مارو انداختن تو قفس میمونا! ها ها ها ها ها ها ها…گفتیم کاکو اشتباه شده گفتن خب یه سوال ازت میپرسیم ببنیم میتونی در حد آدم جواب بدی یا نه…وقتی یه زن توی دعوا بهت میگه هرکاری دوست داری بکن، تو چیکار میکنی؟ مام با افتخار گفتیم ای که معلومه ، هرکاری خواستیم میکنیم! آقو خیلی با احترام اومدن مارو از تو قفس میمونا آوردن بیرون بعد از کلی معذرت خواهی بابت ای اشتباه بردن انداختنمون تو قفس الاغا! ها ها ها ها ها ها ها ها…امروز مسئولین باغ وحش اومدن گفتن پلنگا گرسنه ان یکی از الاغا رو باید بدیم بخورن،مام به الاغای دیگه گفتیم کلاغ پر بازی میکنیم هرکی باخت اونو میبرن برا پلنگا،آقو بازی شروع شد وسط بازی تا گفتیم الاغ همه انگشتا رفت بالا،گفتیم الاغ که پر نداره بهشون برخورد همه شون شروع کردن به پرواز کردن!ها ها ها ها ها…واقعاٌ خرن! فردام قراره بریم پیش پلنگا…ینی داغونما داغون!

ماجراهای جالب آقوی همساده"باغ وحش"

  • پنجشنبه, ۳ بهمن ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

تفاوت دهه شصتی ها و دهه هشتادی ها,کاریکاتور,عکس کاریکاتور,کاریکاتور اجتماعی

دهه شصتی هااااا...دهه هشتادی هااااا

  • چهارشنبه, ۲ بهمن ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر
جهت شادی روح این مرحوم جمیعا الفاتحه!

.

Inline image 9

الفاتحه

  • شنبه, ۲۸ دی ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

 تبعیض نژادی در کودکی

 عکس های خنده دار و باحال جدید (61)

تبعیض نژادی

  • شنبه, ۷ دی ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

عجب کارگر دست و پا چلفتی هست ! ( عکس متحرک )

فک کنم با پت و مت نسبتی داره!

  • شنبه, ۷ دی ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

فرهنگ لغت مامانم :

این آشغالا که میزاری تو گوشت : هدست .

این آشغاله که شب و روز دستته : موبایلم .

این آشغالا که می بندی به دست و گردنت : دس بند و گردن بند .

این آشغالا که همش سرت توشه : لپ تاپم . این آشغالا که میخوری : مکمل

. این آشغال دونی : اتاقم !!!

این آشغال :خودم :|

ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﻳﻪ ﭼﻴﻨﻴﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﺑﺎﻻﻱ ﻛﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰﻧﻪ: “ﺳﺎ ﻻﻭهیو ﻻﻥ ﻫﻴﻦ ﺷﻴﻦ ﺗﺎ ﻧﻴﻲ”

ﻳﻬﻮ ﺍﺯ ﻛﻮﻩ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺎﺩ: … بیشرف ، ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﮕﻮ

حیف نون می ره تو داروخانه و می پرسه شما ”اسید استیل سالیسیلیک” دارید؟

فروشنده می گه: منظورتون آسپرینه؟

جواب می ده: آره، خودشه. اسمش همش یادم می ره!

ﻳﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﻫﺮﻛﻲ ﻳﻪ ﻋﺪﺩ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺑﻘﻴﻪ ﻣﻴﺨﻨﺪﻳﺪﻥ.

ﻳﻜﻲ ﻣﻴﺮﻩ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﻴﮕﻪ ﻗﻀﻴﻪ ﭼﻴﻪ؟ . . .

ﻣﻴﮕﻦ ﻋﺎﻣﻮ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺟﻚ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﻢ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﻋﺪﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻴﻢ. ﺣﺎﻻ ﻫﺮ ﻋﺪﺩﻱ ﺭﻭ ﻣﻴﮕﻴﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﻴﺪﻭﻧﻦ ﭼﻪ ﺟﻜﻴﻪ ﻣﻴﺨﻨﺪﻳﻢ ﻣﻴﮕﻦ ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﻳﻪ ﻋﺪﺩ ﺑﮕﻮ

ﻣﻴﮕﻪ .۲۸۷ ﻣﻴﺒﻴﻨﻪ ﻳﻜﻲ ﻭﻟﻮ ﻣﻴﺸﻪ، ﻳﻜﻲ ﻏﺶ ﻣﻴﻜﻨﻪ، ﻳﻜﻲ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﻴﺰﻧﻪ ….

ﻣﻴﭙﺮﺳﻪ ﭼﻲ ﺷﺪ؟ ﻣﻴﮕﻦ ﺍﻳﻨﻮ ﺗﺎﺣﺎﻻ ﻧﺸﻨﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻳﻢ

گاهی یه جمله از پدر ها میتونه پسر رو به زندگی امیدوار کنه :

مثلا وقتی که کنکور قبول نشدم ، پدرم خیلی آروم زد رو شونه ام و گفت

: ” اشکال نداره پسرم ، بالاخره جامعه به حمال هم نیاز داره “

حیف نون به زنش می گه ببینم دیروز چت بود؟

زن می گه هیچی

امروز چته ؟

هیچی

نبینم فردا چت باشه ها !

سوپری محلمون ” پوست پسته ” میفروشه کیلویی ۱۰ هزار تومن !

بابام ازش پرسیده پوست پسته چه صیغه ایه دیگه ؟

میگه یکی اینکه قاطی پسته ها کنی بذاری جلو مهمون که زیاد نشون بده، دوم اینکه بذاری جلو در خونه قاطی آشغالا که مردم فکر کنن پسته خوردین 8-O

دیشب پارک بودم یه پسر بچه حدود ۱۰ساله داشت با ۱۰۰تا سرعت میدوید سمت دستشویی… باباش پشت سرش میدوید یهو لامصـــب زد پس گردنه پسره میگه بذا من برم پســـــر مال تو بریزه میگن بچه س خخخخخخ

یکی از فانتزیام اینه :

توی بیمارستان،

یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره

من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم

پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده

من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم

ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره

من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم: . . . آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار دور میشم … 

آقااااای دکتر!!!

  • شنبه, ۷ دی ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

نقل در صف ایستادن برخی از ما (تئوری صف‎)

تئوری صف وایستادن!!!!!

  • شنبه, ۷ دی ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

پــیرزنـه مـیره دکتــر ، دکـتـر بهـش مـیگه : نـنـه هـم قــند داری هـم چربـی ، پـیرزنه مـیگه بـه عــروسام نـگی ، یـه گـونـی بـرنـج هـم دارم !!! ^_^

حیف نون توی دستشویی بوده که برق می ره. جیغ می زنه. زنش می گه: برق رفته، چرا جیغ می زنی؟ می گه: فکر کردم زیاد زور زدم کور شدم!

یارو اومد از هواپیما پیاده بشه شلوارش از پاش افتاد دادزد :کو اون خانمه که گفت کمر بند ها رو باز کنید همینو میخواستی! ارسال نظر

دیدین صبحا که بیدار میشین بعدش یه لحظه دوباره میخوابین، بیدار که میشی میبینی ۳۰دقیقه گذشته…؟؟؟ حالا تابلوئه که ۲دقیقه بیشتر نخوابیدیا! فکر میکنن ما خریم…!!! والا… ارسال نظر

اﮔﻪ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺩﻋﻮﺍﺑﺸﻪ:

ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯿﻪ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻪ!

ﺁﻟﻤﺎﻧﯿﻪ ﻓﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ ﻣﯿﺮﻩ!

ﺳﻮﺋﯿﺴﯿﻪ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﺘﺸﻮﻥ!

ﻋﺮﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ!

ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ!!!!

ﻭﺍﻻﺍﺍﺍﺍ

بابات چطوری ثروتمند شده ؟

- یه روز یه سیب تو خیابون پیدا میکنه برش میداره ۲۰۰ تومن می‌فروشتش !

– خوب بعدش !؟

-بعد با اون یه ۲۰۰ تومن دو تا سیب میخره، هر کدوم رو ۴۰۰ تومن میفروشه !

– خوب بعدش !؟ . . .

- بعد عموش میمیره ، بهش ارث زیادی میرسه !!!

روباهه اومد پای درخت گفت : سلام زاغی …

زاغی با دستش پنیرو چسبید و گفت : من عمرا به تو پنیر نمیدم !! . . .

 روباه گفت : یه عمره همتون اسوکل شورای تالیف کتب درسی هستین ، وگرنه تا حالا کدوم خری دیده روباه پنیر بخوره !؟

زاغی

  • جمعه, ۶ دی ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

میخاره

  • جمعه, ۶ دی ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

آتشی که نمى سوزاند ابراهیم را و دریایى که غرق نمی کند موسى را
کودکی که مادرش او را به دست موجهاى نیل می سپارد تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ، سر از خانه ی عزیز مصر در می آورد
آیا هنوز هم نیاموختی که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد نمی توانند ؟
پس به تدبیرش اعتماد کن
به حکمتش دل بسپار
به او توکل کن و به سمت او قدمی بردار تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی …

به تماشا بنشین

  • جمعه, ۶ دی ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

خاصیت ازدواج

  • پنجشنبه, ۵ دی ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

فوتبال یه اینا رو کم داشت که بهش اضافه شدن! !

.
Inline image 9

اینا کم بودند

  • پنجشنبه, ۵ دی ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

ایرانسل در آینده ای نزدیک …:

نیم ساعت بعد از خواب:
مشترک گرامی!
دوستت که همراه اول داره هاااا
که نیم ساعت پیش به شما شب بخیرگفت ؛
الان داره با یکی به شماره ********۰۹۳۵ اس بازی میکنه!
نمیدونی چه دل وقلوه ای هم بهم میدن کصافطا
***
طرف پیاز سرخ می کنه بوی ماهی بره،
بعد اسفند دود می کنه بوی پیاز بره،
بعد پنجره باز میزاره بوی اسفند بره!
تازه کلی هم خوشحاله از این ابتکارش…
***
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﺮﺩﻡ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ, ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ ﺑﭽﺮﺥ
ﺗﺎ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻡ .
ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺯﯾﺮ ﺁﻻﭼﯿﻖ ﺑﺎ ۷- ۸ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ،
ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﭼﺎﯾﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺟﻮﻭﻧﯿﺶ ﺗﻌﺮﯾﻒ
ﻣﯿﮑﻨﻪ .
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﮐﺎﻏﺬ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻪ
ﺑﯿﺎ ﺑﺮﺍﺕ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺗﻠﻔﻦ ﮔﺮﻓﺘﻢ, ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻦ ۲ ﺗﺎ ﮐﻪ ﺟﻠﻮﺵ
ﻋﻼﻣﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺷﻮﻫﺮ ﺩﺍﺭﻧﺎ … !!!
***
یارو عکس پروفایلش نوشته coming soonاحتمالا تو این مدت میخواد فتوشاپ یاد بگیره

:|

***

چه دل و قلوه ای بهم میدند.

  • پنجشنبه, ۵ دی ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

خدابیامرز تا آخر عمر هم مقاومت کرد! :)

.
Inline image 20

خدابیامرزتش

  • پنجشنبه, ۵ دی ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر
ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﺮﺳﻮﻧﯿﺎ !
ﻣﯿﮕﻪ : ﭼﯿﺮﻭ ؟
ﮔﻔﺘﻢ
ﺳﻼﻡ ﮔﺮﻣﻤﻮ ﺑﻪ ﻋﻤﺖ ﺩﯾﮕﻪ!!!!
***
ﻣـﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷـﺘﯿﻢ ﮔﻔﺘﻪ :
ﻫﻮﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ …………
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺗﺎﻗﺘﻮﻥ ﺗﻒ ﮐﻨﯿﺪ ﺭﻭ ﺳﺮ
ﻋﺎﺑﺮﯾﻦ !!…
ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﻔﻬﻣﻪ … ﻭﺍﻻ

*** .

چندوقت بود تو خونه خاله اینام قرصاشون کم می شد اینا فک
کردن که پسر خالم ۷سالشه اونارو میخوره…..
بعععععععله بعد انجام تحقیقات خودم فهمیدم این پسر خاله خل مشنگ ما
قرصا رو چال میکرده تا رشد کنه میخواسته داروخونه بزنه
***
استقبال زنان روستایی ازهمسرشان:
پسرم صدای سگ میاد ببین بــــابـــــــاته…!
***
مورد داشتیم پسره با آرایش رفته بیرون
خواهرش غیرتی شده زدتش
:|
***
همه ی نوشیدنی ها در ایران، اعم از ما الشعیر و انرژی زا و آب میوه
اولش که میان بازار خوبن ، ولی به مرور و به گونه ای زیر پوستی
به مزه ی شربت اکسپکتورانت نزدیک می شن !
***

سلام گرممو به عمت برسون!

  • چهارشنبه, ۲۷ آذر ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

سری جدید ترول های طنز و بمب خنده

آرایشگاه

  • سه شنبه, ۱۲ آذر ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

طرف می ره خواستگاری واسه پسرش. پدر عروس می گه:
آقازاده دانشگام میرن؟
طرف می گه: مسافر گیرش بیاد چرا که نه! :D

یارو تصادف میکنه بی هوش میشه میبرنش بیمارستان
بعد از یه مدت به هوش میاد میگه : مثله اینکه تو بهشتم ؟!
زنش میگه : کوری نمیبینی نشستم کنارت !؟ :|

بعضیام هستن فک می کنن کین ، نه عموو !
من اسم تورو که می شنوم یه هفته بد شانسی میارم
چه برسه بخوام در موردت حرف بزنم ! :|

یارو تو باشگاه یه ساعت پیدا میکنه میگه :
این ساعت آبی زیمنس مال کیه ؟
یه آقایی میگه مال منه
میگه نشونی شو بده. یارو میگه :آبی زیمنس !
میگه : دهه ! اینا رو که خودم گفتم داداش ! تو اصلا بگو ساعت چنده؟! :lol:

حساب کنید قیافه دخترای دوران حافظ و سعدی چه جوری بوده
که خال کنج لب یار آپشن محسوب می شده! :D

توﮐﺎﻓﯽ ﺷــﺎﭖ ﻧﺸﺴـﺘﻪ ﺑـﻮﺩﻡ ﯾﻪ دختـره ﺍﻭﻣﺪ ﮔـﻔﺖ بـبخشــید آقـا ﺷﻤﺎ ﺗﻨـﻬﺎﯾـﯿﺪ ؟!
یـه پوزخند زدم و بـا یـه صـدای خسـته گـُفتـم :ﺧـــﯿﻠﯽ ﻭﻗـﺘﻪ …
ﮔــﻔﺖ ﭘـﺲ ﻣـﻦ ﺍﯾـﻦ ﺻﻨـﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﺑــﺒﺮﻡ ﺍﻭﻧــﻮﺭ ﺻـﻨﺪﻟﯽ ﮐـﻢ ﺩﺍﺭﯾـﻢ :|

دیدید این فیلمارو که بچه گم میشه وقتی پدر مادرش پیداش میکنن،
نیم ساعت تو بغل همدیگه گریه میکنن
والا ما که بچه بودیم گم که میشدیم،
بعد از اینکه پیدامون میکردن نیم ساعت کتک میخوردیم :|

خواستگاری

  • سه شنبه, ۱۲ آذر ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

شخصیت زده شده بودم.....

شخصیت؟؟

آری!ذهن بیابان گردم ،مرا به سوی بردگی کشانده بود....

بردگی دنیای برهنگی....

در  بازاری آزاد که زنان ،کالاهای مشترکی هستند در آن

اما نه تمامی زنان ..

بلکه، زنانی که برهنگی و جذابیت های ظاهریشان را ،دلیلی بر قیمتی بودنشان یافته بودند...

و من

در این بازار به دنبال شخصیتم بودم و غافل از آنکه این بازار اجناس عاری از ارزش دارد و

روحی که از جانب اوست به خلیفه ی خدا شدن ،مشتاق است و

طاقت ماندن در این بازار را ندارد...

 

تاج بندگی به جای طوق بردگی

  • سه شنبه, ۱۲ آذر ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام :
تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیار، سفره پهن کن !!
محبت همینجوری داره میپاچه رو در و دیوار :|

گرگه میره دم خونه شنگول منگول در میزنه
یه دفعه خرسه گریه کنون میادبیرون میگه: بابا تو مارو کشتی :(
الان اینا ۲۰ ساله از اینجا رفتن !
بیشعور کثافت ولمون کن دیگه !
گرگه میگه : خیلی بیشعوری برات نذری آوردم ! :lol:

حیف که من ترم آخرم
وگرنه تصمیم گرفته بودم از ترم بعد بخونم :D

بعضی شبا که خوابم نمی بره، یه جوری که مغزم بشنوه می گم:
خوب! برم یه کتابی بیارم بخونم…
هیچی دیگه، اصلا بیهوش می شم! :D

قرار بود با یه اسب سفید برم دنبال دخترِ آرزوهام
بعد به این نتیجه رسیدم “خوو لامصب یکی دو تا نیستن که !”
حالا قرار شده یه وَن بگیرم یکی یکی برم دنبالشون ! والـــــــــا !! :D

توصیه بابام به من موقع رانندگی
سر کوچه ها یواش تر بپیچ ؛
شاید یکی بی شعورتر از تو پیدا شد که از اونور بیاد :|

رفتم عسل بخرم فروشنده میگه عسل خوب داریم ۷۵ تومن
خوانسار هم هست ۵۷ تومن
عسل ۳ تومنی و ۵ تومنی هم داریم …
فک کنم اون آخریا دیگه آزمایش ادرار زنبور بوده ! :lol:

الان کامپیوترم خودش ری استارت شد !
فک کنم فهمید من تشنمه :|

.
آینده شغلی معدل در ایران چیست؟
معدل ۱۹-۲۰= دکتر، مهندس، استاد
معدل ۱۹-۱۷= معلم
معدل ۱۷-۱۴= کارمند
معدل۱۴-۱۲= مدیرعامل
مردود= میلیاردر :|
.

محبت میپاچه

  • شنبه, ۹ آذر ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

تصاویری از ترول های خنده دار و جدید (25)

حقوق

  • شنبه, ۹ آذر ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

اینایی که به اینترنت اکسپلورر احترام نمیزارن !
همونان که پدر مادراشونو بعدها میفرستن خونه سالمندان 
:l

 

اون زمانی که باباها متوجه بشن شلوار جین ۲۰ تومن نیست اون روز ،

روز پیوند عاطفه هاست …

زن به شوهر: اگه من ازت جدا شم چی میشه؟
مرد: دیوونه میشم.
زن: نمیری دوباره زن بگیری؟
مرد: والا به دیوونه اعتباری نیست !

اولین تقلب عُمرم، کلاس اول دبستان، امتحان ریاضی، ثلث اول

- پیس پیس (خطاب به جلویم)، عدد 9 کدوم عدد بود ؟

- جلویی: همون که کله ش گرده

- من : گِردالیش سمت چپه یا راست ؟

- جلویم : چپ

-من : چپ کُدوم طرفه؟؟؟

- جلوییم : {-15-}

هیتلر:من در جنگ جهانی دوم 500هزار نفر را کشتم

صدام:من در جنگام 300هزار نفر رو کشتم

ناپلعون:من در خلال جنگهایم 50هزار نفر را کشتم

مدیر عامل سایپا:(...) نخورین بابا :|

اینترنت اکسپلورر

  • شنبه, ۹ آذر ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

تصاویری از ترول های خنده دار و جدید (25)

غول چراغ جاد

  • شنبه, ۹ آذر ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

یه سؤال از دخترا :

چرا ما دخترا نمیتونیم وقتی یه پسر خوشگل از بغلمون رد میشه بگیم : جوووون داماد بابام میشی؟{-7-}

اولین تقلب عُمرم، کلاس اول دبستان، امتحان ریاضی، ثلث اول

- پیس پیس (خطاب به جلویم)، عدد 9 کدوم عدد بود ؟

- جلویی: همون که کله ش گرده

- من : گِردالیش سمت چپه یا راست ؟

- جلویم : چپ

-من : چپ کُدوم طرفه؟؟؟

- جلوییم : {-15-}

ﭘﺴﺮﻩ ﺗﻮ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻞ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :

ﺗﻮﻟﺪﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ

ﺍﯾﺸﺎﻟﻠﻪ ۹۳۷۸۶۷۳۴۲۶ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺸﯽ

ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻼﻗﯿﺖ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﻧﺎﺑﻮﺩﻡ ﮐﺮﺩ !!! {-7-}

بعضیا هستن میخوان باعث تنوع شن ولی زیاد وارد نیستن باعث تهوع میشن !

دوست گرامی ! لطفا در هنگام دروغ گفتن حداقلِ شعور را برای مخاطب خود متصور شوید !{-15-}

عجب روزگاری شده ! ﮐﺎﻓﯿﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺑﭙﻮﺷﯿﻦ ! ﺍﮔﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺭﻭ ﻣﻮﮐﺖ میکنن تا مجبور بشی ﮐﻔﺸﺘﻮ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﯼ !

دیروز از وانتی نیم کیلو گِل خریدم ! رفتم خونه دیدم عه توش سبزی هم گذاشته !{-15-}

جلو تلویزیون نشسته بودم داشتم تلویزیون میدیدم گوشیم هم دستم بود داشتم با صدای بلند “انگری بردز” بازی میکردم که یهو مامانم برگشت بی مقدمه گفت :

نگاه کن تو رو خدا ! 30 سال با 100 تا آرزو بچه بزرگ کردیم حالا نشسته داره با گوشیش کفتر بازی کنه !

میازار موری که دانه کش است

بترس از باباش که چاقو کش است

داماد بابام

  • جمعه, ۸ آذر ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

اگه سن یه خانومی رو پرسیدین و اونم جواب داد: "چند نشون میدم؟؟"
یعنی بمب ساعتی گرفتی دستت و اگه کابلو اشتباه ببری میترکی 

دوس دارم یه زن بگیرم اسمش ستاره باشه بعده یه مدت......
.
.
.
برم یه زن دیگه هم بگیرم اسم اونم ستاره باشه بیارمش خونه پیشه زن اولم.
.
آخرم خودم برم یه گوشه بشینم با خیال راحت جنگ ستارگان رو از نزدیک ببینم

من به مامانم اس ام اس میزنم جواب میده "پیامت دریافت شد" !

یه چیز تو مایه هاى عمار عمار یاسر، یاسر به گوشم 

بچه که بودم یه بار مامانم خواست منو تنبیه مدرن کنه
منو تو انباری زندونی کرد منم اون تو شروع کردم به آواز خواندن با صدای بلند
یهو دیدم در باز شد مامانم با لوله جاروبرقی اومد دوباره منو تنبیه سنتی کرد!

من از بچگی ۱ستاره رو نشون کردم تو آسمون
میگفتم این ستاره منه وقتی فهمیدم چراغ دکل مخابراته کمرم شکست

آغا من موندم چرا همیشه عکس ده نفر برتر کنکور رو تلوزیون نشون میده
باور کنید ده نفر آخر شدن سختر از اونه
مسئولین کجایید !؟

احترام پدرم به حریم خصوصی به این صورته که
اول در رو باز میکنه  بعد طی همون فرایند باز شدن در  همزمان چند ضربه ای هم به در میزنه !

تو فکرم یه نمایشگاه بزنم
نقاشی هایی که موقع درس خوندن واسه کنکور کشیدم رو به نمایش بذارم !

یکی از خصوصیات خوبم اینه که:
کسی ک منو دوس داشته باشه هیچ وخت پیر نمیشه
یا دق مرگش میکنم یا خودش جوون مرگ میشه !

راز چیست؟
چیزیه که دخدرا به همه میگن که به هیچ کسی نگن!

سوالم از آقای گالیله اینه که:
اگه زمین باسرعت دور خودش می چرخه
پس چرا اینقدرهوا گرمه 

کیه؟ کیه؟ کیه؟

کیه؟…………کیه؟
کیه؟
واکنش اعضای خانواده وقتی شما تلفن وجواب می دی
(نمیذارن نفست بالا بیاد)

بمب ساعتی

  • پنجشنبه, ۷ آذر ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

تصاویری از ترول های خنده دار و جدید (25)

قلیون

  • پنجشنبه, ۷ آذر ۹۲
  • فاطمه حکیمی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

علی پهلوان، خواننده گروه موسیقی آریان،در کنسرتی که به همراه گروه برای ایرانیان مقیم لندن به منظور جمع آوری کمک برای مردم آفریقا داشتند،در بین اجرا از همه تماشاچیان خواست که سکوت محض برقرار کنند. سپس در حالیکه در سکوت کامل سالن دستهایش را با ریتمی آرام ولی پیوسته به هم می کوفت، برای این که مردم را متوجه عمق فاجعه گرسنگی در آفریقا کند، خطاب به تماشاچیان گفت:« هربار که من دستهام رو به هم می کوبم، کودکی در افریقا می‌میره»

از ردیف جلوی تماشاچیان، صدایی با لهجه غلیظ سکوت را شکست: «خب دست نزن مردم آزار! »

 

خب دست نزن