.: شرکت مادر تخصصی جوک ،اس ام اس ،سرگرمی ،عکس و مطالب طنز :.

۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مطالب طنز» ثبت شده است

  • دوشنبه, ۳ شهریور ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مجری: آقای همساده چرا اینجوری شدین!؟ سوختین!؟
همساده: آقو این دیو شما گفت در راستای کمک به بیماران ALS یه سطل آب جوش بریزیم رو خودمون
مجری: منظورش آب یخ بود!
همساده: واقعاٌ خیلی قشنگ تر میشد اگه شفاف سازی میکرد!
مجری: خب چرا نرفتین بیمارستان!؟
همساده: رفتیم،جریان رو براشو تعریف کردیم در حالی که به شدت منتظر بودیم ازمون تقدیر شه مارو بخاطر هدر دادن آب گرفتن به حد مرگ زدن بعدم عین سگ از بیمارستان انداختن بیرون!

داستان آخر شب"مجراهای آغوی همساده سطل آب جوش"

  • يكشنبه, ۲ شهریور ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر
مجری:بچه ها امروز موضوع ما درباره آثار باستانیه
آقوی همساده:آقای مجری گفتی آثار باستانی من یاد خاطرات بچگیم افتادم!
مجری:حب برامون بگین

آقوی همساده:کاکو این بابای ما وقتی من 4 ساله بود ورزش شاد و مفرح کتک زدن رو ب صورت حرفه ای شروع کرد..!در همین راستا ی روز جوری منو کتک زد ک من کارم به بیمارستان کشید و اونجا سر تا پای منو باند پیچی کردن!!
مجری:آخی!چرا پدرتون کتکتون میزد؟
آقوی همساده:خدا بیامرز خودش هم نمیدونست چرا میزنه!!حتی ی بار یکی از اقوام پرسید کاکو تو چرا این بچه رو اینقدر میزنی مگه چ کار کرده؟بابام گفت:اگ میدونستم چ کار کرده ک میکشتمش!!
مجری:آخه مگه میشه؟؟!
آقوی همساده:هاهاهاهاها منم همینو میگفتم ولی میشد دیگ!خلاصه از بیمارستان ک در اومدیم داشتیم میرفتیم ک من افتادم توی گل!!بابام هم از فرصت استفاده کرد و منو ب عنوان مومیایی تو بازار سیاه به فروش رسوند!
مجری:من ک نمیدونم چی بگم!
آقوی همساده:من خودم هم نمیدونم چی میگم!سرتون رو درد نیارم بابام منو ب بالاترین قیمت فروخت ولی از سازمان میراث فرهنگی مصر اومدن رو مو تحقیق کردن معلوم شد تقلبی نیستم !هیچی دیگ منو با مومیایی فرعون اشتباه گرفتن و منو ب مدت 5 سال و 1 ماه توی موزه نگه داری کردن!یعنی تاریخی شدم آقو له له شدم

داستان آخر شب"ماجراهای آغوی همساده وآثار باستانی"

  • دوشنبه, ۱۶ تیر ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد،
طوطی های متعددی را دید و قیمت جوان ترین و زیباترین شان را پرسید.
فروشنده گفت: "-این طوطی؟ سه چهار میلیون! ... و
دلیل آورد: - "این طوطی شعر نو میگه، تموم شعرای شاملو، اخوان، نیما و فروغ رو از حفظه!"
مشتری به دنبال طوطی ارزان تر، یکی پیدا کرد که پیر بود اما هنوز آب و رنگی داشت،
رو به فروشنده گفت: "- پس این را می خرم که پیر است و نباید گران باشد"
- این؟!... فکرش رو نکن، قیمت این بالای شش هفت میلیونه...
چون تمام اشعار حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی رو از حفظه مرد نا امید نشد و
طوطی دیگری پیدا کرد که حسابی زهوار در رفته بود،
گفت: "- این که مردنی است و حتماً ارزان... "
- این؟!... فکرش رو نکن، قیمت اش بالای پونزده شونزده میلیونه...
چون اشعار سوزنی سمرقندی و انوری و مولوی رو حفظه...
مرد که نمی خواست دست خالی برگردد به طوطی دیگری اشاره می کند که
بال و پر ریخته بر کف قفس بی حرکت افتاده و لنگ هایش هوا بود....
انگار نفس هم نمی کشید.
"- این یکی را می خرم که پیداست مرده، حرف که نمی زند،
حتماً هیچ هنری هم ندارد و باید خیلی ارزان باشد..."
- این یکی؟!... اصلاً فکرش رو نکن! قیمت این بالای شصت هفتاد میلیونه!
"- آخه چرا؟ مگه اینم شعر می خونه؟"
"- نه...! شعر نمی خونه،
حتی ندیدم تا امروز حرف بزنه،
اصلا هیچ کاری نمی کنه...
اما این سه تا طوطی دیگه بهش میگن استاد!

داستان آخر شب(استاد طوطی ها)

  • دوشنبه, ۵ خرداد ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

آقو ما یه روز داشتیم از کنار اداره مالیات رد میشدیم یه آقویی اومد گفت : ساده ! رئیس کارت داره . 
رفتیم اتاق رئیس گفت آقو شما 500 هزار تومن مالیات بدهکاری .
گفتم آقو ما کاسبی نداریم درآمدی نداریم ، مالیات چی چی رو بدیم ؟
گفت میتونی اعتراض بزنی بری کمیسیون تجدید نظر 

آقو رفتیم کمیسیون گفتیم آقو ما درآمدی نداریم چه مالیاتی بدیم ؟
گفتن شما به دلیل عدم درآمد و کمک نکردن به تولید ناخالص ملی و تبدیل شدن به انگل اجتماع جریمه میشی 1میلیون باید بدی . 
همونجا عندالمطالبه ازمون گرفتن مثل زباله پرتمون کردن بیرون .
ینی آقو داغون شدیم .شخصیتمون له له شد . آس و پاس شدیم هااااااا . 
له له هستیم الان :))))))

داستان آخر شب(مجراهای جالب آقوی همساده: "مالیات")

  • جمعه, ۲ خرداد ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

ماجراهای جدید آقوی همساده,مطالب طنز,ماجراهای جدید آقای همسایه

آقو ما بچه بودیم یه روز ننه مون مارو برد خرید،خواست یه آبمیوه گیری بخره ۳۰تومن کم آورد چشمش خورد به ما بلندمون کرد گذاشتمون رو پیشخون مغازه به آقوی فروشنده گفت این بچه رو چند ورمیدارین!؟ آقوی فروشنده هم یه نیگا به ما انداخت گفت مدلش جدیده ولی کارکردش زیاده،دست چپش هم که رنگ داره،صندوق عقبش هم که جا باز کرده درش بسته نمیشه(که البته ای آخری تقصیر ما نبود،از فشار تحریمها بود!)…خلاصه ۲۵تومن بیشتر قیمت گذاری نشدیم ننه مون نتونست آبمیوه گیریو بخر عصبانی شد وسط پاساژ افتاد رو ما به حد مرگ کتکمون زد بعدشم ولمون کرد رفت…

مام دیدیم گم شدیم یه پلیس دیدیم رفتیم بهش گفتیم “آقو پلیس مهربون…” ظاهراٌ طرف ۴ماه بود حقوق نگرفته بود اعصابش خورد بود قبل اینکه جمله مون تموم شه با لگد زد تو سرمون ۶متر پرت شدیم وسط خیابون ۱۳تا ماشین از رومون رد شدن له له شدیم…بردنمون بیمارستان از شانس ما دکترای بیمارستان در اعتراض به عدم همکاری شرکتهای بیمه اعتصاب کرده بودن یه دامپزشک آوردن بالا سرمو، نمیدونیم با ما چیکار کرد که الآن ۴۷ساله آدرنالین خونمون که میره بالا شروع میکنیم ها ها ها واق واق واق واق…!

ماجراهای آقوی همساده : “عشق مادری!”

  • چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

آقو ما یه بار رفتیم دخترمونو از همون کودکی با مسئله حجاب آشنا کنیم دیدیم روسری رو سرش نمیکنه برا اینکه تشویق بشه ما هم یه روسری سرمون کردیم،یهو پسر همسایه در زد ما هم با عجله رفتیم درو وا کنیم یادمون رفت روسری رو ورداریم پسر همسایه چشمش که به ما افتاد یه دل نه صد دل عاشقمون شد ازمون خواستگاری کرد مام تو این عصر بی شوهری از موقعیت پیش اومده نهایت استفاده رو کردیم جواب بله دادیم مارو برد خونه مادرش که عروسش رو بهش نشون بده…

 

آقو مادرشوهرمون گفت برای اینکه عروس من شی باید این امتحانو بدی،این دوتا تخم مرغو بگیر باهاشون بیف استروگانوف درست کن! مام کم نیاوردیم ۳روز تمام رو تخم مرغا نشستیم جوجه شدن،جوجه هارو بزرگ کردیم مرغ شدن رفتیم فروختیمشون باهاش مواد بیف استروگانوف خریدیم درستش کردیم مادرشوهرمون اومد تست کرد دید نمکش کمه ۴امتیاز ازمون کم کرد گفت نمیتونی عروس من شی نامزدمون نتونست این شکست عشقی رو تحمل کنه خودشو کشت خونواده ش رفتن بخاطر بازی با احساسات بچه شون از ما شکایت کردن ۴۸سال رفتیم حبس…ها ها ها ها ها…راستی دخترمون هم ۲۰سالش که شد رفت آمریکا مدل لباس شد! ینی از هر نظر داغونما داغون!

داستان آخر شب(ماجراهای آقوی همساده : “ازدواج اجباری !”)

  • چهارشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۷ نظر
نمایش تصویر

ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯﯼ ﺍﺣﻀﺎﺭﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﺶ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺮﻭﺩ. ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺍﻭ به همراه ﻭﮐﯿﻠﺶ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺛﺮﻭﺕ ﻫﻨﮕﻔﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﺪ ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪگی ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ. ﮐﺎﺭمند ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﮔﻔﺖ : ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ !!! ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻤﺎ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻧﺒﺎﺧﺘﻪ ﺍﯾﺪ ؟ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : ﻣﺜﻼ ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺳﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺷﺮﻁ ﺑﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺭﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﮔﺎﺯ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ !

داستان آخر شب ( قمار باز )

  • دوشنبه, ۱ ارديبهشت ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

اعتراف میکنم ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻣﻐﺰ ﭘﺴﺘﻪ ﻫﺎﻣﻮ ﻣﻴﺪﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﺎﻡ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺍﺯﺷﻮﻥ ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻮﺭ ﭘﺴﺘﻪ ﻣﻴﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ میک ﺑﺰﻧﻢ !!!
ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺧﻴﻠﻲ ﺿﺎﻳﻊ ﺑﻮﺩم
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻳﺎﺩ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﮑﻞ ﺑﻮﺩﻧﻢ میوﻓﺘﻢ ﺍﺯ خداوند طلب آمرزش میکنم !
 ***
گمراه کننده ترین چیز تو دنیا بعد از آدرس دادن اصفهانیا و قبل از شیطان رجیم همانا تخمه ژاپنیه تو آجیله که فیگور بادوم به خودش میگیره !
 ***
بعضیا یه جورى بوق خورى میکنن عادم هوس میکنه !
 ***
شمام وقتی حوله تون رو میندازین رو شونتون حس سزارهای رومی بهتون دست میده یا فقد من دیوونه ام ؟؟؟
 ***
بارونو دوس دارم هنوز
چون هم هوا رو با طراوت میکنه هم آلودگی هوا رو کاهش میده و منابع آبی هم بیشتر میشه !
چیه ؟ نکنه انتظار داشتی عاشقانه ش کنم ؟!؟!
 ***
ژلوفن میگه غلط کرده سرت درد میکنه ، مگه من مُردم ؟ در صورتى که استامینوفن فقط میگه توکل به خدا ، ببینیم چى میشه !
 ***
شلغم چیست ؟
به غمی که لنگ می زند و درست نمیتواند راه برود می گویند !
 ***
به قلبم گفتم:چرا خوابم نمیبرد ؟ این بی خوابی ها از کجاست ؟
جواب داد : زر مفت نزن ؛ ادای آدمای دلشکسته رو هم درنیار ! یادت رفت بعد از ظهر عین خرس قطبی خوابیدی ؟
جوابش منطقی بود کاملا
قلبمم اعصاب نداره
قلبمونم بیشعور شد رفت !

 ***

بارونو دوس دارم هنوز

  • يكشنبه, ۳۱ فروردين ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

هواپیمای گمشده مالزی شاید تو اقیانوس هند پیدا بشه اما آجیل شب عیدی که مادرا تو ۴۰متر خونه قایم میکنن هرگز پیدا نمیشه !

 ***
یه سوال فنی :
سال ۹۳ با جمعه شروع میشه ، با جمعه هم تموم میشه
بین التعطیلین حساب نمیشه ما چمدونامونو ببندیم ؟؟؟
 ***
تنها طرحم برای آینده اینه که اصلا در موردش فکر نکنم !
 ***
پسره پست گذاشته : بعد از رفتن تو مثل فرهاد شدم در حسرت چشمان لیلی !
والا تا جایی که من میدونم فرهاد عاشق شیرین بود نه لیلی !
نمیگم عاشق نشید ولی خواهشا وقتی شکست عشقی میخورید قبل پست گذاشتن یه نگاهی به کتاب ادبیاتتون بندازید …
 ***
جمعه باشه
هوا هم بارونی باشه
روز آخر تعطیلات هم باشه
شنبه هم کلاس داشته باشی
دیگه ادامه نمیدم کافیه
سینه بزن لامصب …
 ***
کودک درونم هفته ی بعد عروسیشه اونوقت من هنوز دنبال مخاطب خاص می گردم !
 ***

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﯾﻪ ﻧﯿﺴﺎﻥ ﻭﺍﻧﺖ ﺩﺍﺭﻩ ، ﭘﺸﺘﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ :
“ﺧﻼﻑ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺷﮑﻬﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ”
ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻦ ﺷﺒﺎ ﺑﺎ ﻭﺍﻧﺘﺶ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﺯﺩﯼ …
خلاف :P
اشکهای مادر o.O
نیسان وانت :|
 ***
پسره آلومینیوم بزنی دوره دماغش ۱۵تا کانال دیجیتال رو بدون پارازیت میگیره بعد استاتوس داده : به ارواح جدم نیستی در حدم !

 ***

به ارواح جدم نیستی در حدم!!

  • چهارشنبه, ۲۷ فروردين ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

می گویند “مریلین مونرو” یک وقتی نامه ای به “آلبرت اینشتین” نوشت با این مضمون که :
فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو ، چه محشری می شوند ؟!؟!
“اینشتین” در جواب نوشت :
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم ؛ واقعا هم که چه غوغایی می شود ولی این یک روی سکه است ، فکرش را بکنید که اگر قضیه برعکس شود چه رسوایی بزرگی برپا می شود !

مریلین مونرو و آلبرت اینشتین

  • سه شنبه, ۲۶ فروردين ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت و گفت :
آقای شاو وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است !
برنارد شاو هم سریع جواب میدهد :
بله ! من هم هروقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید !

برناردشاو

  • جمعه, ۲۲ فروردين ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

یه سوالی هست بدجور ذهن منو مشغول کرده ، منفی جمله ی “من دارم میرم” چی میشه ؟

من دارم نمیرم !
من ندارم میرم !
نه من دارم میرم !!!
 ***
ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎﻡ ﺑﺎﺱ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻨﺪﻩ ، ﯾﻪ ۵ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ !
 ***
ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﺍی ﺍﺯ سینگلی ﺭﺳﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺯﻧﮓ ﻣﻴﺰنم ، ﺑﻮﻕ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ﻓﺤﺶ ﻣﻴﺪﻡ ﺑﻌﺪ ﺗﻤﺎﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﻴﺎﺩ ﺫﻭﻕ ﻣﻴﻜﻨﻢ !
 ***
تصمیمش جرئت میخواهد
طپش ، هیجان ، سقوط آزاد
جرئت داری دوباره امتحان کن !
“ازدواج مجدد آقایان”
 ***
مورد داشتیم دختره عاشق پسره شده
پسره گفته بیخیال من شو ، من جای خواهرتم !
 ***
مورد داشتیم دختره از رو آگهی همشهری مخاطب خاص پورشه دار پیدا کرده !

 ***
به مامانم میگم گشنمه ، میگه : عزیزم نون هس ، تخم مرغ هس ، روغنم هس
برو هر چى دوس دارى و دلت میخواد درست کن بخور !
هنوز که هنوزه نتونستم اون قسمت هرچی دوس داری درست کن رو هضم کنم …

 ***

مورد داشتیم پسره با باباش رفته بیرون ، پلیس پدره رو گرفته گفته خانم کی باشن ؟

 ***

چیپسی خواهم خرید
بالنی خواهم ساخت
تا ابد خواهم رفت …

نه من دارم میرم!!!

  • پنجشنبه, ۲۱ فروردين ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت. یه تاکسی می گیره و وقتی به محل میرسن به راننده میگه اینجا منتظر باش تا من برگردم. راننده میگه نمیشه چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل رو گوش کنم.
چرچیل از این حرف خوشش میاد و به راننده ۱۰پوند میده.
راننده میگه : گور بابای چرچیل ، هروقت خواستی برگرد !

چرچیل

  • چهارشنبه, ۲۰ فروردين ۹۳
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید :
شما برای چی می نویسید استاد ؟
برنارد شاو جواب داد : برای یک لقمه نان !
نویسنده جوان برآشفت که : متاسفم ! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم !
و برنارد شاو گفت :
عیبی نداره پسرم ، هرکدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم !

یک لقمه نان!

  • دوشنبه, ۱۹ اسفند ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

نانسى آستور (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل رو کرد و گفت : من اگر همسر شما بودم توى قهوه تان زهر مى ریختم.
چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز) : من هم اگر شوهر شما بودم مى خوردمش !

نانس آستور

  • پنجشنبه, ۱۵ اسفند ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۱ نظر
نمایش تصویر

میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد میشده که از رو به رو یکی از رقبای سیاسی زخم خوردش میرسه ، بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن ، رقیبه میگه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه !!!
چرچیل در حالیکه خودش رو کج میکرده میگه : ولی من اینکارو می کنم !

ولی من اینکارو می کنم

  • پنجشنبه, ۳ بهمن ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دقت کردین هرچی بیشتر آهنگ داشته باشی بیشتر نمیدونی چی گوش کنی ؟
.
.
دقت کردین هرچی هدفونت گرون تر باشه ، سیمش نازک تره ؟
.
.
دقت کردین که ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻥ ﻭﺳﻂ ﻏﺬﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺁﺏ ، ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻥ ﻭﺳﻂ ﻏﺬﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻭﺭﺩﻥ قاشقیه که یه دونه کم آورده شده ؟
.
.
دقت کردین ناخن گیر تنها چیزیه که تا به امروز تکنولوژی روش اثر نذاشته ؟
.
.
دقت کردین این موهای زاید بدن رو هرچی بزنی ، بری عمل کنی ، لیزر کنی ، اصلا اون قسمت رو ببری بندازی دور ولی بازم در میان ؟ ولی فقط کافیه یه قسمت از صورتت زخم بشه یا کله ت بخوره به یه جا بشکنه ، یعنی عمرن اگه اون قسمت مو در بیاره ؟؟؟
.
.
تا حالا دقت کردین هر وقت بحث مدرسه تیزهوشان پیش میاد ، اکثرا قبول شدن اما نرفتن ؟
.
.
تا حالا دقت کردین وضعیت یه جوری شده که “خانمِ یه دکتر” بودن از خودِ “خانم دکتر” بودن با کلاس تر جلوه میکنه ؟

تاحالا دقت کردین؟

  • پنجشنبه, ۳ بهمن ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ماجراهای جالب آقوی همساده, مطالب طنز, ماجراهای آقای همسایه

آقو ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود یه گاوی داشتیم گفتیم بریم اینو بفروشیم…رفتیم بازار یه پیرمردی دیدیم گفت گاوتو بده من بهت لوبیای سحرآمیز بدم،آقو گاوو دادیم لوبیاهارو گرفتیم بردیم کاشتیم فرداش درخت در اومد از درخت رفتیم بالا رسیدیم به خونه یه غول یه مرغ تخم طلا ازش کش رفتیم برگشتیم پایین تا پامون رسید به زمین دیدیم اومدن جلبمون کردن!

 

گفتیم چرا؟گفتن شما بخاطر کشت غیر اصولی خاک منطقه رو ضعیف کردین 14تا خانواده بدبخت شدن! گفتیم کاکو صبر کن الآن یه تخم طلا بهت میدم شمام بیخیال ما شو…به ای مرغو گفتیم یه تخم طلا بذار گفت من در اعتراض به کاهش قیمت طلا در بازارهای جهانی دیگه تخم طلا نمیذارم!

ماجراهای جالب آقوی همساده, مطالب طنز, ماجراهای آقای همسایه

گفتیم حداقل دوتا تخم مرغ معمولی بده تو زندان نیمرو کنیم گفت تخم مرغ معموای تو کلاس کاری من نیس!ها ها ها ها ها ها ها…مارو که داشتن میبردن زندان وسط راه رسیدیم به اون پیرمردو دیدیم مازراتی زیر پاشه!!! گفتیم کاکو چی شد پولدار شدی!؟ گفت اون گاوو که به من دادی روزی  25 تا گوساله طلا میزاد!…ها ها ها ها ها ها ها…آقو به نظر من آدم همیشه باید قدر چیزایی که داره رو بدونه

ماجراهای جالب آقوی همساده : “لوبیای سحر آمیز !”

  • دوشنبه, ۳۰ دی ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند. وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!

***

یارو میره سمعک بخره فروشنده میگه: همه جورشو داریم از هزار تومنی تا یک میلیون تومنی.

 طرف میپرسه: هزارتومنی اش چطوری کارمی کنه؟ فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط مردم با دیدنش بلندتر حرف میزنند. 

***

تعدادى پیرزن با اتوبوس عازم تورى تفریحى بودند. پس از مدتى یکى از پیرزنان به پشت راننده زد و یک مشت بادام به او تعارف کرد راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقیقه بعد دوباره پیرزن با یک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. این کار دوبار دیگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پیرزن باز با یک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسید چرا خودتان بادام‌ها را نمى‌خورید؟ پیرزن گفت چون ما دندان نداریم. راننده که خیلى کنجکاو شده بود پرسید پس چرا آن‌ها را خریده‌اید؟ پیرزن گفت ما شکلات دور بادام‌ها را خیلى دوست داریم!

جنگل های آمازون

  • شنبه, ۶ مهر ۹۲
  • فامیل دور :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

من وقتی درس بلد نبودم تو کلاس که معلم میخواست ازم بپرسه صاف میشستم سر جام پشت کسی هم قایم نمیشدم معلممون هم فک میکرد بلدم ازم نمیپرسید...الان که فک میکنم میبینم مخی بودما

من میخوام رمز کارت عابر بانکمو بزارم دو هزار و نهصد و شصد و شیش تا وقتی فروشنده رمزشو پرسید بگم ۲۹ دو تا شیش

یه بار نزدیکی های ونک تو یه ترافیک بدجور گیر کرده بودم یهو انداختم تو یه کوچه فرعی و گازش رو گرفتم ملت هم خیال کردن من بلدم مثل اسب راه افتادن دنبال من!
یکم اینور اونور پیچیدم آخر خوردم به بن بست خیلی ریلکس ماشین
رو ته کوچه پارک کردم رفتم نشستم یه جا، تا نیم ساعت بعد اون ماشینها داشتن سر و ته میکردن که ازکوچه در بیان:

به عمم میگم نظرت چیه در مورد عمه بودنت ؟!!
زل زد تو چشام و گفت : خیلی بی شعوری:)))

وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛
عجب نقاشیه نکبت…
چه دست فرمون داره توله سگ…
چه صدایی داره کثافت …
چه گیتاری میزنه ناکس…
استاده کامپیوتره لامصب…
عجب گلی زد بی وجدان…
بی شرف کارش خیلی درسته…
دوستت دارم وحشتنـــــاک…

خبرنگار:برای محرم امسال چه برنامه هایی دارید؟

ما امسال 10تا علم اضافه کردیم /15تا پرچم/150تا زنجیر/12تا قمه و40تا زنجیرزن جدید

در مجموع انشاءالله دیگه مادر یزید سرویسه!

نظرت چیه درباره ی عمه بودنت؟!

  • سه شنبه, ۲ مهر ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر
اس ام اس زدم به داداشم میگم اگه پول داشتی واسم شارژ بخر خونه حساب میکنیم. اس داده باشه ولی الان خونه ی دوستمم هر وقت دارم حرکت میکنم یه تک بنداز یادم بیار!!!!!!!!!! خو داداش گلم من علم غیب ندارم که دارم؟ نه واقعا دارم؟
خو چه جوری بفهمم تو داری میای؟ داداشه ما داریم؟
***
یکی از دوستام می گفت:
تاساعت۲:۳۰ نهار نخوردم منتظر داداشم بودم که بیاد با هم نهار بخوریم
بعد که داداشم اومده بهش میگم داداش تا الان نهار نخوردم منتظر تو بودما
برگشته میگه من که میدونم چرا تاالان واستادی
میگم چرا؟
میگه وایسادی تامن بیام نهار بخوری سفره رو من جمع کنم !!!هان؟؟؟
***
کی از دوستام هست هر وقت زنگ میزنم خونشون میگه مهمون داریم منم بهش گفتم اگه روزی یه مهمونم داشته باشین همه ی اعضای سازمان ملل و یونیسف هم که اومده بودن خونتون تا حالا تموم شده بودن
فک و فامییییییییییییله دارن ماشالا هزار پا
کاخ سفید رو سیاه شده :|
***
مادرم زنگ زده خوابگاه بهش میگم مامان کار دارم یه ۳۰ دقیقه دیگه زنگ بزن …
برگشته میگه من دیگه وقت ندارم شتلق گوشیو گذاشته الان یه هفتست بهم زنگ نمیزنه !!!!!!!
خوب چیکار کنم که کار داشتم مادر من
مامانه حساس که ماداریم !!!!!!
.***

شب تولدم ، شروع کردم به باز کردنِ کادوها به کادوی بابام که رسیدم دیدم یه پاکته که درش بازه !
توشو که نگاه کردم دیدم نوشته :
هشتاد هزار تومنی رو که سه ماهِ پیش گرفتی ، نمیخواد برگردونی .
تولدت مبارک ! icon neutral فک و فامیله ما داریم ؟ آذر 91
***
بابام بهم پول داده برم خرید ، میگم تو که پول می دی یه کم بیشتر بده ، زیاد اومد بر می گردونم ، من بچه اتم مثلا !
می گه : تو دنیای منی اما ! به دنیا اعتمادی نیست 
 icon neutral فک و فامیله ما داریم ؟ آذر 91
***
اقا رفتم خونه خالم دیدم هیچ کس خونه نیس بجز پسر خالم که داره توپ بازی میکنه ، بهم گفت حامد بیا ببینم چند تا رو پای میری !
منم جوگیر شدم گفتم توپو بده گفت من تا تو اتاقم میرم . . .
شروع کردم روپای تا اون بیاد یهو خالم اومد پسرخالمم اومد پایین گفت حامد صدای شکستنی اومد چی شکستی ، منم حول شدم گفتم هیچی خالم چپ نگام کرد ، گفتم : بجون خاله کاری نکردم !
پسر خاله کثافط من رفت پشت مبل یه مجسمه شکسته اورد ، دیگه هیچی خودمم باورم شد که شکستمش بعد فهمیدم خودش شکستش ! 
icon neutral فک و فامیله ما داریم ؟ آذر 91
 

کاخ سفید رو سیاه شده :|

  • سه شنبه, ۲ مهر ۹۲
  • کلاه قرمزی :)
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

تو خونه ما هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدنه

دیر که میشه بابام با شاتگان، مامانم با اره برقی انتظارمو میکشن !

***

به بعضیام باید گفت:

اگـــــه حس میکنــی خیلـــــــی بارتـــــه واستـــــــــ " گاری " بگیریــــــم!!!

والا ....

***

دیدید این فیلمارو که بچه گم میشه وقتی پدر مادرش پیداش میکنن
نیم ساعت تو بغل همدیگه گریه میکنن
والا ما که بچه بودیم گم که میشدیم
بعد از اینکه پیدامون میکردن نیم ساعت کتک میخوردیم :|

***

ﭘﺪﺭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ ﮔﻮﮔﻞ ﺍﺭث ﻓﺮﻣﻮﻧﺪﻥ
ﭘﺴﺮم ﺯﯾﺎﺩ ﺯﻭﻡ ﻧﮑﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺳﺮ ﺯﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺷﻪ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ ﺯﺷﺘﻪ
.
.
.
من :|
شرکت گوگل :|
گشت ارشاد (:

***

شوﺧﯽ ﭘﺴﺮﺍ :
اﻭﻟﯽ : ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﭘﺲ ﮐﻠﺶ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺗﻮ ﺩﻮﻣﯾﺸﻮ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺑﺰﻥ
ﺩﻭﻣﯽ: ﺣﻠﻪ ﺩﺍﺩﺍ
شوﺧﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍ :
ﺍﻭﻟﯽ: ﻣﻦ ﻣﺪﺍﺩﺷﻮ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻪ!
ﺩﻭﻣﯽ : ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ عجب هیجانی، ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ

***

وقتی پنج ثانیه قبل از آلارم موبایل بیدار می شم و اونو خاموش می کنم

احساس می کنم بمب خنثی کردم !!

***

جاتون خالی یه شب رفتم یه کبابی، تابلو بزرگ زده بود که:"۱۰۰٪ گوسفندی"
بعد از خوردن کباب فهمیدم منظورش به من بوده، که ۱۰۰٪ گوسفند بودم که اونجا رفتم!!!

تفاوت شوخی های دخترا و پسرا

  • شنبه, ۳۰ شهریور ۹۲
  • کلاه قرمزی :)
  • ۱ نظر
نمایش تصویر
توجه! توجه!
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ ﻭ ﺍﻗﺎ ﭘﺴﺮﺍﯼ ﻭﺭﻭﺩﯼ 92 ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ !
ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻭﻝ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﯿﺪ!
ﺍﺯ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻦ ...
ﺷﺎﺧﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﻫﻔﺘﻪ ﺩﻭﻡ،ﺳﻮﻡ ﻣﯿﺎﻥ
ﻣﺪﯾﻮﻧﯿــﻦ ﺍﮔـــــــــــــﻩ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣـــــﻮ ﻣﯽ ﮔـﻢ...
***
 

 به یارو میگن به انگلیسى بیا اینجا چى میشه؟
میگه come hear
بعد بهش میگن برو اونجا چى میشه؟:
.
.

.
میگه میرم اونجا وایمیسم و بهش میگم come hear

***

دختره اشتباهی زنگ زده بهم

جواب دادم میگم خانوم اشتباه گرفتید

برگشته میگه تو خجالت نمیکشی شماره های ناشناس رو جواب میدی؟!
***
 این کجاش خوبه همه‌جاش عمله!!!!!!!!! 

.
.
.
.

.
(عکس‌العمل دخترا وقتی‌ یه دختر خوشگلتر از خودشون می‌بینن)

***

دختــره 13 سالشه دوست پسـر 17 ساله داره هر روز باهـم قرار میزارن ..

بعد ما تا چند روز پیش با مخاطب  خاصمون  قرار میـزاشتیم

از راه دور واسه هم دســت تـکون میــدادیم !!

***

یه روز مخــاطب خـاصــم خیـــلی جــدی بـهم گفت مـن بهــت اعتــماد دارم ..
ولـــی اگه بفهــمم ســر و گـوشت میجنبــه رو صــورتت اسیــد میپاشــم !!
هیچــی دیگه لامـــب اینـــقد جــدی گفــت مجبور شدم با 9 نفــر اونور کات کـنم :|

توجه!توجه!

  • پنجشنبه, ۲۸ شهریور ۹۲
  • فاطمه میم
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

دختره :آقا, اگه من مخاطب خاصمو ببوسم میرم جهنم؟ 
آقا :پ ن پ با هواپیما شخصی میری بهشت. 
دختره :آقا اگه شمارو ببوسم چی؟ 
اقا :د نه د, مثل اینکه تصمیمت واسه رفتن بهشت قطعیه!

***

جای خالی تو را نه چای پر می کند نه سیگار
این بقالی سر کوچمون یه جور لواشک جدید آورده لامصب خیلی خوش مزست.فقط این جاتو پر می کنه:)))

***

ملت تو فیسبوک لایک داغ می کنن اون وقت ما چاقو می گیریم رو آتیش داغ که شد می ذاریم تو آب صدا بده خر کیف می میشیم

***

جواب ابلهان شایدسکوت باشه ولی جواب فوضولا قطعا به توچه س! :|

***

دقت کردین بعضیا آی کیوشون درحدپت ومت هم نیست ولی شانسشون در حد کاراگاه گجته

***

چن وخ دیگه ملت توو خیابون ی تلویزیون دستشون میگیرن ...
.
.
.
بعدمیفهمی ک گوشی جدید سامسونگه..

خنده بر هر درد بی درمان دواست....بجز اسهال:)))

  • چهارشنبه, ۲۰ شهریور ۹۲
  • He Ro
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

‏"سریال تولدی دیگر‏"‏‏ ‏
شوکت‏(مادر):رو پیشونی من چی می بینی
جعفر‏(پسر‏)‏:آخه من چی بگم ‏
شوکت:بگو چی می بینی ‏
جعفر:وقتی بهشت زیره پاته وای به حال پیشونیت... ‏

***

قبلا فک نمی کردم جویدن چیزی بیشتر از آدامس خرسی کیف بده....
تا اینکه خرخره ی تو نظرمو جلب کرد........

***

 
چــقد این پسرای فـآمیلمون خـر شانسن:|
واقعن خوش شانسن که من فامیلشونم:| 
هعـی خدا . . کوفتشون شه اصن:D

***

 
مامان بزرگم داشت خاطره خواستگاری شو تعریف میکرد رو کرد به مامانم گفت اشرف یادته بابات امده بود خواستگاریم :| هیچی دیگه خونه رفت رو هوا منم الان از تو مریخ پست میزارم

***

 
ضد حال یعنى اینکه برى سر قابلمه که ناگهان مامانه سر برسه و تو از ترست داغ داغ غذا رو قورت بدى...!
ضد حال از این بدتر! ! !

***

 
دقت کردین وقتی تو تلفن با کسی صحبت میکنین صدای خودتونو میشنوین که اکو میشه چقد انکر به نظر میرسه!!!!!!!

***

 
مهــــــرمــــاه از آنچه که در تقویم میبینید به شما نزدیکتر است ...
 

مهرماه

  • شنبه, ۹ شهریور ۹۲
  • فاطمه ایزدی
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

فرهنگ لغت آقایان :

اینبار دیگه چیکار کردم ؟

ترجمه : اینبار چطوری مچم رو گرفتی ؟

 

***

دیگه نمیشه به پسرا چشم غره بری ! اینقدر که زیر ابرو برداشتن و موهاشونو رنگ کردن میترسم دست مامانشونو بگیرن بیارن جلو درخونمون بگن : مامان این بود بهم چشم غره رفت تو کوچه !

تازه شایدم بزنن زیرگریه !

***

قایونی ﮐﻪ ﺍﺑﺮﻭهاشونو ﻧﺎﺯﮎ برمیدارن ! ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﯼ پهن ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﯿﻦ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ ﻣﺪ ﺷﺪﻩ ! پهن ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ ﻋﻘﺐ ﻧﻤﻮﻧﯿﺪ !

***

ضایعتر  از این پسرا که با هزار جور کوفت و مرض هیکل ساختن اونایی هستن که وقتی سوار اتوبوس میشن با اینکه صندلی خالی هست سرپا وایمیستن ! اینا چیو میخوان ثابت کنن !

***

ﻣﺸﮑﻞ خانم ها ﺍﺯ آﻧﺠﺎ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﻻﮎ رنگ ﺟﺪﯾﺪ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻦ !

ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﺵ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻭ ﭘﯿﺮﻫﻦ ﻭ ﮐﻔﺶ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻭ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻭ ﺭﻭﺳﺮﯼ و … ﺟﻮﺭ ﮐﻨﻦ !

***

قبلنا می‌گفتن : مرد باید ایستاده بمیرد یا با گلوله سربی توی سینه !

مردای امروزم زیر موچین و بوتاکس و پروتز و عمل بینی‌ جون ندن خیلیه !

***

عروس خانم آیا وکیلم ؟!

عروس رفته با دوست پسراش بهم بزنه !

***

قابل توجه بعضی ها :

برا سایه بالا سر بودن ، باید مرد بود ! نه فقط نر !

***

پسر یه اشتباهی میکنه ! دختر سرش داد میزنه و پسر بعدش معذرت خواهی میکنه !

دختر یه اشتباهی میکنه ! پسر سرش داد میزنه و دختر میزنه زیر گریه و باز هم پسر معذرت خواهی میکنه !

اصولا پسرها آفریده شدن برای معذرت خواهی !

***

سرجلسه امتحان از دختره کنار دستم می پرسم : لاک داری ؟

میگه : چه رنگی !؟

من واقعا چی بگم  ؟

***

زندگی مجردی یعنی :

با مایع ظرفشوئی هم دست و صورتت رو بشوری ، هم لباساتو ، گاهی هم ظرف ها رو !

دندون رو هنوز امتحان نکردم !

***

هر وقت کسی بهت گفت : هر طور راحتی !

با پشت دست محکم بزن تو دهنش تا بفهمه چه طوری راحتی

فرهنگ لغت آقایان

  • پنجشنبه, ۷ شهریور ۹۲
  • کلاه قرمزی :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر

به سلامتی اون دخترهایی که خودشون هزار تا خاطر خواه دارن...
اما دلشون پیش من گیره:))))

***

دقت کردین وقتی بحس مدرسه تیز هوشان میشه همه قبول شدن ولی نرفتن؟!
***
رعد و برق ۴ مرحله داره:
اول یه نور ازش میبینیم
بعد صداش میاد
بعد دزدگیر ماشینا روشن میشه
بعدشم چون صاحبش خاموشش نمیکنه ما بهش فحش میدیم..
***
ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ دختره ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ پسرﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﮐﻨﺎﺭﺵ...؟!
اینا همش ﭼﺮﺗﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺳﮓ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﺮﺩﻥ :|
***
بیایید همگی باهم دست به دست هم دهیم و جمله پرمعنای _ما هیچ ما نگاه_ را همچون محو شدن در افق و پ ن پ دهان به دهان بچرخانیم
***
«چقدر چاق شدی! » چیست؟
جمله ای که میتونه درجا جنس مونث رو از پا دربیاره و در طولانی مدت باعث افسردگی اون شخص بشه!!
***

ینی اگه اعتماد بــ نفس بعضی هـارو آروق داشـت هاااا ..

الـان رعـد و بــرق بـود !!

***

ینی اگه اعتماد بــ نفس بعضی هـارو آروق داشـت هاااا ..

الـان رعـد و بــرق بـود !!

چقد چاق شدی چیست؟

  • جمعه, ۱ شهریور ۹۲
  • فامیل دور :)
  • ۳ نظر
نمایش تصویر
با دختر عموم داشتیم تو خیابون قدم میزدیم که یه خارجیرو دیدیم...
اومد از من پرسید : can you speak english?
.
.
دختر عموم لامصـــب فوری گفت : yes,I go to school by bus.
من :|
خارجیه :|
دختر عموم
***

همیشه میگن شکست مقدمه پیروزیه ، نمیدونم پس من کی از دور مقدماتی صعود میکنم ؟
***

یارو تا دیروز توی خونه شون نمیزاشتن چایی بخوره که یه وقت شب سیل نیاد حالا به ما که رسیده میگه : قهوه ، فقط تلخ باشه پیلیززز …

***
یه ناشناس اس ام اس داده میگم “شما؟”
می‌گه “دوس داری کی باشم؟”
می‌گم ناتالی پورتمن!
ولی اگه به شانس منه که داداش حسین رضازاده‌ای !
***
در زندگی هر انسانی چیز هایی هست که به‌‌ خودش هم مربوط نیست
چه رسد به‌‌ شما دوست عزیز!

***

یکی از دوستام توی دانشگاه عاشق یه دختره شده بود که کاپشن آبی میپوشید... هوا گرم شده بود دختره بعد از عید اون کاپشنو دیگه نپوشید، دوستم گمش کرد...!!!

***

ﺑﺎﺑﺎﻡ دیشب داشت ﻭﺍﻟﯿﺒﺎﻝ ﻣﯿدید ، هر 10 ﺩﯾﻘﻪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ میگفت ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﯿﺮﺍ ﺭﻭ
ﮐﯽ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻥ؟!
.
.
.
ﺁﻗﺎﯼ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﺎ؟

***

وانیتیه اومده محالمون داد میزنه بدو طالبی زیر قیمت بازار

تا 10 میشمرم کسی نیاد دور میزنم هااااااااا

1

2

3

.

.

.

:l

:)

قهوه ، فقط تلخ باشه پیلیززز …

  • دوشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

مرد متاهل : 1- شکم برآمده (نه از اون شکمها )2- کله در حال بی مو شدن


3- شلوار گشاد 4- لباس تمام دکمه دار 5- روزی یه بار حمام 6- دستها همیشه تمیز

 

مرد مجرد : 1- شکم صاف 2- شلوار تنگ 3- تی شرت 4- کلش فرقی نمی کنه 5- حموم چیه 6- دست کدومه

***

حتی تو دستشویی هم نمیشه امنیت داشت!!!

www.parsnaz.ir - حتی در دستشویی هم نمی توان امنیت داشت + عکس

تفاوت مرد متاهل و مجرد

  • يكشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۹۲
  • محدثه محزون
  • ۰ نظر
نمایش تصویر

ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ،ﺑﻊ!

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﭙﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ.
ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺞ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻪ
ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊ ﺑﻊﮐﺮﺩﻡ.

ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥﭼﺎﻗﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﺿﺎ، ﭘﺴﺮﺵ، ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺎﯾﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺢ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻗﻀﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ.

ﺣﺎﻝ ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﻣﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.

ﺍﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺯ ﻗﺼﺎﺏ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ. ﻫﻮﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﺩ.
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﻭﺭﺩ.

ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺐﻫﺎﯼ ﺭﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺍﺭﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼﻣﻤﻠﮑﺖ!

ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻓﮑﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﮑﻨﻢ.
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺷﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ. ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﺷﺒﯿﻪ ﺁﻫﻮ ﺍﺳﺖ. ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺯﺵ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ.

ﻣﺎﺩﺭ! ﺩﯾﮕﺮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﻋﺮﺿﯽ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺳﻼﻣﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﻢ
ﺑﺮﺳﺎﻥ؛ ﺑﻪ ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﺎﻥ.

طنز نامه گوسفند

ببببعععع!