تنبلی بد دردیه...
یک ساعت پیش یه آلو خوردم، هسته اش هنوز تو دهنمه. حال ندارم برم بیاندازم تو سطل آشغال. کسی می دونه چند !ساعت طول می کشه تا با بزاق دهن تجزیه بشه؟
***
فکر کنم دارم بابا می شم! الان چند شبه بیدار می شم کولر رو خاموش می کنم!
***
روی زمینی زندگی می کنیم که خودش رو "جو" گرفته. دیگه تکلیف آدماش معلومه!
***

ﻗﺒﻼ ﭘﺴﺮﻩ می افتاد ﺯﻧﺪﺍﻥ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 15 ﺳﺎﻝ ﮐﻪ می آمد ﺑﯿﺮﻭﻥ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺎﺵ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻵﻥ حتی نمی شه ﺑﺮﯼ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺨﺮﯼ!

***

تو این روزا اگه دیدین یه دانشجو نشسته،
یه نگاه به افق می کنه، یه نگاه به گوشیش،
باز یه نگاه می اندازه به افق، باز به گوشیش،
بعد به افق خیره می شه، بعد باز به گوشیش نگاه می کنه،
بعد به افق خیره می شه و تو افق نیست و نابود می شه...
بدونین داره با گوشیش معدلش رو حساب می کنه ببینه مشروط می شه یا نه؟!

***

اون چیه که چشم داره، ولی نمی بینه،
پا داره، ولی حرکت نمی کنه،
بال داره، ولی پرواز نمی کنه،
نوک داره، ولی غذا نمی خوره؟
...
...
پرنده ی مرده!
***
دیروز یکی اس ام اس داد: می تونیم با هم بیشتر آشنا شیم؟
گفتم شما؟ گفت حالا آشنا می شیم. من قدم ۱۷۳ و ۶۹ کیلو.
گفتم مگه می خوام گوسفند بخرم؟
دیگه جواب نداد!
***
یه بارم عاشق شدم، بعد بیشتر فکر کردم، دیدم نه بابا... دستشویی دارم!

***

گرگه می ره دم خونه شنگول منگول در می زنه، یه دفعه خرسه گریه کنون میاد بیرون می گه: بابا تو مارو کشتی! اینا ۲۰ ساله از این جا رفته اند! ولمون کن دیگه!
گرگه می گه: خیلی بی شعوری! برات نذری آورده ام!

***

یه بار ما یه دونه هندونه خوردیم در حدی که کم مونده بود پوستش سوراخ شه!
فرداش رفتگر محله مون در زد و گفت: اگه دیگه بااین پوست هندونه کاری ندارین من ببرمش!

***

امروز که از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم: زندگی چه می گوید؟
جواب را در اتاقم پیدا کردم،
سقف گفت: اهداف بلند داشته باش!
پنجره گفت: دنیا را بنگر!
ساعت گفت: هر ثانیه با ارزش است!
آینه گفت: قبل از هر کاری به بازتاب آن بیاندیش!
تقویم گفت: به روز باش!
در گفت: در راه هدف هایت سختی ها را هُل بده و کنار بزن!
زمین گفت: با فروتنی نیایش کن!
و در آخر، تخت خواب گفت: ولش کن بابا، بگیر بخواب!

***

شنبه هم تموم شد و یادی کنیم از عزیزانی که باز هم نتونستن از این شنبه درس رو شروع کنن...
روحشون شاد و یادشون گرامی!

***

پسری از دختری پرسید: چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی می شوم، در حالی که می دانم در نهایت به او نمی رسم؟ دختر جواب داد: به من بگو چرا زندگی می کنیم، در حالی که می دانیم در آخر می میریم؟
هیچی دیگه... پسره هم زد تو دهنش، گفت: سوال منو با سوال جواب نده!

***

پلیس شهر حیف نون اینا از شهروندان خود خواهش کرد: از تعریف کردن مشکلات و گرانی جلوی دوربین های بزرگراه جدا خود داری کنند.

***

ﺑﻪ ﺍین عزیزانی ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩ انتخابات ﺷﺪﻥ ﺳﻔﺎﺭﺵ می کنم ﻗﺪﺭ این ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ... ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﺎﻣﺰﺩی خیلی ﺩﻭﺭﺍﻥ شیرینیه.

در زندگی راه های زیادی واسه رسیدن به آزادی هست، فقط باید بهای آن را پرداخت
...
...
از انقلاب ۵۰۰ تومان، از رسالت ۷۰۰ تومان و...

***